| جمع | medals |
Olympic medal
مدال المپیک
gold medal
مدال طلا
silver medal
مدال نقره
bronze medal
مدال برنزی
medal ceremony
گنجایش مدال
medal of honor
مدال افتخار
medal tally
تعداد مدالها
medal of freedom
مدال آزادی
The medal is in silver.
مدال از نقره است.
a medal for meritorious conduct.
یک مدال برای رفتار شایسته.
the bestowal of Medals of Honor
اعطای مدال افتخار
He won a medal for gallantry.
او مدالی برای شجاعت به دست آورد.
This medal is made of genuine gold.
این مدال از طلای خالص ساخته شده است.
This gold medal is yours for keeps.
این مدال طلا برای همیشه مال شماست.
He pinned a medal on me.
او یک مدال به من نشان داد.
A commemorative medal was struck in honour of the event.
یک مدال یادبود به افتخار این رویداد ضرب شد.
a strong contender for the gold medal
یک رقیب قوی برای مدال طلا
she blazed to a gold medal in the 200-metre sprint.
او در دوی 200 متری مدال طلایی گرفت.
his medals made a brave show.
مدال های او یک نمایش شجاعانه نشان دادند.
a medal marked with the imprint of a bald eagle;
یک مدال با نقش باز کچل.
the only medal we had ever won.
تنها مدالی که تا به حال برنده شده بودیم.
a rainbow of medals decorated his chest.
طیف رنگی از مدال ها سینهاش را تزئین کرده بود.
the medals are awarded for acts of valour.
مدالها به پاس عملهای شجاعانه اهدا میشوند.
He won two gold medals on the selfsame day.
او در همان روز دو مدال طلا برد.
award sb. with a medal (=confer a medalon sb.)
به کسی مدال اهدا کنید (= مدال به کسی اعطا کنید)
The war hero received many medals for bravery.
قهرمان جنگ مدالهای زیادی برای شجاعت دریافت کرد.
Winning the medal was like a dream come true.
برنده شدن مدال مثل تحقق یک رویای محقق شد.
Olympic medal
مدال المپیک
gold medal
مدال طلا
silver medal
مدال نقره
bronze medal
مدال برنزی
medal ceremony
گنجایش مدال
medal of honor
مدال افتخار
medal tally
تعداد مدالها
medal of freedom
مدال آزادی
The medal is in silver.
مدال از نقره است.
a medal for meritorious conduct.
یک مدال برای رفتار شایسته.
the bestowal of Medals of Honor
اعطای مدال افتخار
He won a medal for gallantry.
او مدالی برای شجاعت به دست آورد.
This medal is made of genuine gold.
این مدال از طلای خالص ساخته شده است.
This gold medal is yours for keeps.
این مدال طلا برای همیشه مال شماست.
He pinned a medal on me.
او یک مدال به من نشان داد.
A commemorative medal was struck in honour of the event.
یک مدال یادبود به افتخار این رویداد ضرب شد.
a strong contender for the gold medal
یک رقیب قوی برای مدال طلا
she blazed to a gold medal in the 200-metre sprint.
او در دوی 200 متری مدال طلایی گرفت.
his medals made a brave show.
مدال های او یک نمایش شجاعانه نشان دادند.
a medal marked with the imprint of a bald eagle;
یک مدال با نقش باز کچل.
the only medal we had ever won.
تنها مدالی که تا به حال برنده شده بودیم.
a rainbow of medals decorated his chest.
طیف رنگی از مدال ها سینهاش را تزئین کرده بود.
the medals are awarded for acts of valour.
مدالها به پاس عملهای شجاعانه اهدا میشوند.
He won two gold medals on the selfsame day.
او در همان روز دو مدال طلا برد.
award sb. with a medal (=confer a medalon sb.)
به کسی مدال اهدا کنید (= مدال به کسی اعطا کنید)
The war hero received many medals for bravery.
قهرمان جنگ مدالهای زیادی برای شجاعت دریافت کرد.
Winning the medal was like a dream come true.
برنده شدن مدال مثل تحقق یک رویای محقق شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید