brown-haired girl
دختر موی قهوهای
brown-haired man
مرد موی قهوهای
a brown-haired boy
پسر موی قهوهای
brown-haired woman
زن موی قهوهای
the brown-haired student
دانشجوی موی قهوهای
watching brown-haired
ناظر به موی قهوهای
brown-haired people
افراد موی قهوهای
brown-haired child
کودک موی قهوهای
brown-haired couple
زوج موی قهوهای
brown-haired actors
بازیگران موی قهوهای
the brown-haired boy was playing with a red ball in the park.
پسری با موی قهوهای در پارک با یک توپ قرمز بازی میکرد.
she noticed a brown-haired man across the street.
او یک مردی با موی قهوهای را در خیابان مقابل دید.
my favorite character in the book had long, brown-haired locks.
شخصیت مورد علاقه من در کتاب موی بلند و قهوهای داشت.
he described the suspect as a brown-haired woman in her twenties.
او مشکوک را یک زن در دهه دوم دهه ده با موی قهوهای توصیف کرد.
the brown-haired student raised his hand to answer the question.
دانشجویی با موی قهوهای دستش را بلند کرد تا به سوال پاسخ دهد.
a brown-haired dog chased a squirrel up a tree.
یک سگ با موی قهوهای یک گرگ را به سمت بالای یک درخت دوید.
the artist painted a portrait of a young, brown-haired girl.
هنرمند یک پورتره از یک دختر جوان با موی قهوهای نقاشی کرد.
i saw a brown-haired waiter carrying a tray of drinks.
من یک پیشخدمت با موی قهوهای را که یک تابلوی نوشیدنی حمل میکرد دیدم.
the brown-haired professor lectured on ancient history.
پروفسوری با موی قهوهای درباره تاریخ باستان سخنرانی کرد.
she styled her brown-haired hair into a neat bun.
او موی قهوهای خود را به یک گره مرتب تبدیل کرد.
he inherited his brown-haired genes from his father.
او ژنهای موی قهوهای خود را از پدرش ارثبرداری کرد.
brown-haired girl
دختر موی قهوهای
brown-haired man
مرد موی قهوهای
a brown-haired boy
پسر موی قهوهای
brown-haired woman
زن موی قهوهای
the brown-haired student
دانشجوی موی قهوهای
watching brown-haired
ناظر به موی قهوهای
brown-haired people
افراد موی قهوهای
brown-haired child
کودک موی قهوهای
brown-haired couple
زوج موی قهوهای
brown-haired actors
بازیگران موی قهوهای
the brown-haired boy was playing with a red ball in the park.
پسری با موی قهوهای در پارک با یک توپ قرمز بازی میکرد.
she noticed a brown-haired man across the street.
او یک مردی با موی قهوهای را در خیابان مقابل دید.
my favorite character in the book had long, brown-haired locks.
شخصیت مورد علاقه من در کتاب موی بلند و قهوهای داشت.
he described the suspect as a brown-haired woman in her twenties.
او مشکوک را یک زن در دهه دوم دهه ده با موی قهوهای توصیف کرد.
the brown-haired student raised his hand to answer the question.
دانشجویی با موی قهوهای دستش را بلند کرد تا به سوال پاسخ دهد.
a brown-haired dog chased a squirrel up a tree.
یک سگ با موی قهوهای یک گرگ را به سمت بالای یک درخت دوید.
the artist painted a portrait of a young, brown-haired girl.
هنرمند یک پورتره از یک دختر جوان با موی قهوهای نقاشی کرد.
i saw a brown-haired waiter carrying a tray of drinks.
من یک پیشخدمت با موی قهوهای را که یک تابلوی نوشیدنی حمل میکرد دیدم.
the brown-haired professor lectured on ancient history.
پروفسوری با موی قهوهای درباره تاریخ باستان سخنرانی کرد.
she styled her brown-haired hair into a neat bun.
او موی قهوهای خود را به یک گره مرتب تبدیل کرد.
he inherited his brown-haired genes from his father.
او ژنهای موی قهوهای خود را از پدرش ارثبرداری کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید