red-haired boy
پسر با موهای قرمز
red-haired woman
زن با موهای قرمز
a red-haired man
مرد با موهای قرمز
red-haired girl
دختر با موهای قرمز
be red-haired
قرمز مویی بودن
red-haired couple
زوج با موهای قرمز
red-haired child
کودک با موهای قرمز
red-haired youth
جوان با موهای قرمز
red-haired stranger
غریبه با موهای قرمز
red-haired person
شخص با موهای قرمز
the red-haired boy was playing in the park.
پسر با موهای قرمز در پارک بازی میکرد.
she had long, flowing red-haired locks.
او موهای قرمز بلند و روان داشت.
a fierce red-haired warrior stood before us.
یک جنگجوی سرسخت با موهای قرمز در مقابل ما ایستاد.
he inherited his red-haired genes from his mother.
او ژنهای قرمز موی خود را از مادرش به ارث برد.
the red-haired pirate captain searched for treasure.
کاپیتان دزد دریایی با موهای قرمز به دنبال گنج میگشت.
i admired the red-haired woman's confidence.
من اعتماد به نفس زن با موهای قرمز را تحسین میکردم.
the red-haired artist painted a vibrant landscape.
هنرمند با موهای قرمز یک منظره زنده و پر جنب و جوش نقاشی کرد.
a mischievous red-haired imp appeared suddenly.
یک شیطان سرخ موی شیطنتآمیز ناگهان ظاهر شد.
the red-haired girl wore a bright yellow dress.
دختر با موهای قرمز یک لباس زرد روشن پوشیده بود.
he was known as the red-haired rogue in town.
او به عنوان دزد با موهای قرمز در شهر شناخته میشد.
the red-haired student excelled in her studies.
دانشجوی با موهای قرمز در تحصیلات خود پیشرفت کرد.
red-haired boy
پسر با موهای قرمز
red-haired woman
زن با موهای قرمز
a red-haired man
مرد با موهای قرمز
red-haired girl
دختر با موهای قرمز
be red-haired
قرمز مویی بودن
red-haired couple
زوج با موهای قرمز
red-haired child
کودک با موهای قرمز
red-haired youth
جوان با موهای قرمز
red-haired stranger
غریبه با موهای قرمز
red-haired person
شخص با موهای قرمز
the red-haired boy was playing in the park.
پسر با موهای قرمز در پارک بازی میکرد.
she had long, flowing red-haired locks.
او موهای قرمز بلند و روان داشت.
a fierce red-haired warrior stood before us.
یک جنگجوی سرسخت با موهای قرمز در مقابل ما ایستاد.
he inherited his red-haired genes from his mother.
او ژنهای قرمز موی خود را از مادرش به ارث برد.
the red-haired pirate captain searched for treasure.
کاپیتان دزد دریایی با موهای قرمز به دنبال گنج میگشت.
i admired the red-haired woman's confidence.
من اعتماد به نفس زن با موهای قرمز را تحسین میکردم.
the red-haired artist painted a vibrant landscape.
هنرمند با موهای قرمز یک منظره زنده و پر جنب و جوش نقاشی کرد.
a mischievous red-haired imp appeared suddenly.
یک شیطان سرخ موی شیطنتآمیز ناگهان ظاهر شد.
the red-haired girl wore a bright yellow dress.
دختر با موهای قرمز یک لباس زرد روشن پوشیده بود.
he was known as the red-haired rogue in town.
او به عنوان دزد با موهای قرمز در شهر شناخته میشد.
the red-haired student excelled in her studies.
دانشجوی با موهای قرمز در تحصیلات خود پیشرفت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید