morning brume
سحر مه مغی
thick brume
مه غلیظ
brume rises
مه بالا میآید
brume envelops
مه در بر میگیرد
brume settles
مه آرام میگیرد
brume lifts
مه بلند میشود
brume drifts
مه رها میشود
fading brume
مه محو شونده
brume blankets
مه پوشش میدهد
brume shrouds
مه پوشانده میشود
the brume covered the valley in a thick mist.
مه غلیظ درهای را در مه غلیظ پوشاند.
as dawn broke, the brume began to lift.
همانطور که سپیده دم میشد، مه شروع به بلند شدن کرد.
we walked through the brume, feeling the chill in the air.
ما در میان مه قدم زدیم و سرمای هوا را احساس کردیم.
the landscape looked mystical in the early morning brume.
منظره در مه صبح زود بسیار اسرارآمیز به نظر میرسید.
the brume hung low over the lake, creating a serene atmosphere.
مه کمارتفاع روی دریاچه آویزان بود و فضایی آرام ایجاد میکرد.
he could barely see through the brume as he drove.
او در حالی که رانندگی میکرد، به سختی میتوانست از میان مه دید.
in the brume, the trees appeared like ghostly figures.
در میان مه، درختان مانند چهرههای شبحوار به نظر میرسیدند.
the brume rolled in from the sea, enveloping the coastline.
مه از دریا به داخل آمد و خط ساحلی را در بر گرفت.
photographers love capturing the beauty of brume at sunrise.
عکاسان عاشق ثبت زیبایی مه در طلوع خورشید هستند.
the brume created an eerie silence in the forest.
مه سکوت وهمآلودی را در جنگل ایجاد کرد.
morning brume
سحر مه مغی
thick brume
مه غلیظ
brume rises
مه بالا میآید
brume envelops
مه در بر میگیرد
brume settles
مه آرام میگیرد
brume lifts
مه بلند میشود
brume drifts
مه رها میشود
fading brume
مه محو شونده
brume blankets
مه پوشش میدهد
brume shrouds
مه پوشانده میشود
the brume covered the valley in a thick mist.
مه غلیظ درهای را در مه غلیظ پوشاند.
as dawn broke, the brume began to lift.
همانطور که سپیده دم میشد، مه شروع به بلند شدن کرد.
we walked through the brume, feeling the chill in the air.
ما در میان مه قدم زدیم و سرمای هوا را احساس کردیم.
the landscape looked mystical in the early morning brume.
منظره در مه صبح زود بسیار اسرارآمیز به نظر میرسید.
the brume hung low over the lake, creating a serene atmosphere.
مه کمارتفاع روی دریاچه آویزان بود و فضایی آرام ایجاد میکرد.
he could barely see through the brume as he drove.
او در حالی که رانندگی میکرد، به سختی میتوانست از میان مه دید.
in the brume, the trees appeared like ghostly figures.
در میان مه، درختان مانند چهرههای شبحوار به نظر میرسیدند.
the brume rolled in from the sea, enveloping the coastline.
مه از دریا به داخل آمد و خط ساحلی را در بر گرفت.
photographers love capturing the beauty of brume at sunrise.
عکاسان عاشق ثبت زیبایی مه در طلوع خورشید هستند.
the brume created an eerie silence in the forest.
مه سکوت وهمآلودی را در جنگل ایجاد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید