brume

[ایالات متحده]/bɹuːm/
[بریتانیا]/bro͞om/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جو غبارآلود یا مه‌آلود، به‌ویژه یکی که کمی دید را مسدود می‌کند؛ مه یا غباری متراکم.

عبارات و ترکیب‌ها

morning brume

سحر مه مغی

thick brume

مه غلیظ

brume rises

مه بالا می‌آید

brume envelops

مه در بر می‌گیرد

brume settles

مه آرام می‌گیرد

brume lifts

مه بلند می‌شود

brume drifts

مه رها می‌شود

fading brume

مه محو شونده

brume blankets

مه پوشش می‌دهد

brume shrouds

مه پوشانده می‌شود

جملات نمونه

the brume covered the valley in a thick mist.

مه غلیظ دره‌ای را در مه غلیظ پوشاند.

as dawn broke, the brume began to lift.

همانطور که سپیده دم می‌شد، مه شروع به بلند شدن کرد.

we walked through the brume, feeling the chill in the air.

ما در میان مه قدم زدیم و سرمای هوا را احساس کردیم.

the landscape looked mystical in the early morning brume.

منظره در مه صبح زود بسیار اسرارآمیز به نظر می‌رسید.

the brume hung low over the lake, creating a serene atmosphere.

مه کم‌ارتفاع روی دریاچه آویزان بود و فضایی آرام ایجاد می‌کرد.

he could barely see through the brume as he drove.

او در حالی که رانندگی می‌کرد، به سختی می‌توانست از میان مه دید.

in the brume, the trees appeared like ghostly figures.

در میان مه، درختان مانند چهره‌های شبح‌وار به نظر می‌رسیدند.

the brume rolled in from the sea, enveloping the coastline.

مه از دریا به داخل آمد و خط ساحلی را در بر گرفت.

photographers love capturing the beauty of brume at sunrise.

عکاسان عاشق ثبت زیبایی مه در طلوع خورشید هستند.

the brume created an eerie silence in the forest.

مه سکوت وهم‌آلودی را در جنگل ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید