cloudiness

[ایالات متحده]/ˈklaʊdɪnəs/
[بریتانیا]/ˈklaʊdɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیت ابری بودن؛ کیفیت نامشخص یا مبهم بودن؛ کدورت در یک مایع
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

high cloudiness

ابرناکی زیاد

low cloudiness

ابرناکی کم

increased cloudiness

افزایش ابرناکی

variable cloudiness

ابرناکی متغیر

cloudiness forecast

پیش‌بینی ابرناکی

cloudiness levels

سطح ابرناکی

persistent cloudiness

ابرناکی مداوم

cloudiness patterns

الگوهای ابرناکی

cloudiness report

گزارش ابرناکی

cloudiness trends

روندهای ابرناکی

جملات نمونه

the cloudiness today may lead to rain later.

احتمالاً ابرهای امروز می‌توانند منجر به باران دیرتر شوند.

cloudiness can affect the temperature in the evening.

ابرها می‌توانند دمای هوا در شب را تحت تأثیر قرار دهند.

the forecast predicts increased cloudiness over the weekend.

پیش‌بینی هواشناسی افزایش ابر در طول آخر هفته را نشان می‌دهد.

high cloudiness can obscure the view of the stars.

ابر زیاد می‌تواند دید ستاره‌ها را پنهان کند.

cloudiness is often associated with cooler temperatures.

ابر معمولاً با دمای خنک‌تر مرتبط است.

the cloudiness in the sky changed throughout the day.

ابر در طول روز تغییر کرد.

she enjoys the cloudiness because it makes the day feel cozy.

او از ابر لذت می‌برد زیرا باعث می‌شود روز احساس راحتی کند.

cloudiness levels can vary significantly from one region to another.

سطح ابر می‌تواند به طور قابل توجهی از یک منطقه به منطقه دیگر متفاوت باشد.

monitoring cloudiness helps meteorologists predict weather patterns.

نظارت بر ابر به هواشناسان کمک می‌کند تا الگوهای آب و هوا را پیش‌بینی کنند.

the cloudiness made the sunset look more dramatic.

ابر باعث شد غروب خورشید نمایان‌تر به نظر برسد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید