brushy

[ایالات متحده]/ˈbrʌʃi/
[بریتانیا]/ˈbrʌʃi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده از یا شبیه برس، به ویژه در داشتن موی کوتاه و متراکم؛ زبر و خشن

عبارات و ترکیب‌ها

brushy area

منطقه پوشیده از بوته

brushy landscape

مناظر پوشیده از بوته

brushy terrain

زمین پوشیده از بوته

brushy path

مسیر پوشیده از بوته

brushy vegetation

گیاهان پوشیده از بوته

brushy growth

رشد پوشیده از بوته

brushy field

زمین پوشیده از بوته

brushy spot

منطقه پوشیده از بوته

brushy edge

لبه پوشیده از بوته

brushy region

منطقه پوشیده از بوته

جملات نمونه

the trail was narrow and brushy, making it hard to walk.

مسیر باریک و پر از بوته بود که راه رفتن را دشوار می‌کرد.

she loved the brushy landscape of the countryside.

او از چشم‌انداز پر از بوته‌های حومه روستا خوشش می‌آمد.

the brushy area was home to many small animals.

منطقه پر از بوته محل زندگی بسیاری از حیوانات کوچک بود.

he got lost in the brushy woods.

او در جنگل پر از بوته گم شد.

the brushy plants provided excellent cover for the deer.

گیاهان پر از بوته پوشش بسیار خوبی برای گوزن فراهم می‌کردند.

they cleared a path through the brushy terrain.

آنها مسیری را از میان زمین پر از بوته باز کردند.

the brushy hedge surrounded the entire garden.

صفحه پر از بوته کل باغ را احاطه کرده بود.

after the storm, the brushy area was filled with debris.

بعد از طوفان، منطقه پر از بوته با زباله پر شده بود.

the brushy undergrowth was teeming with life.

بوته‌های زیر درختان مملو از زندگی بود.

we found a hidden stream in the brushy thicket.

ما یک جریان پنهان را در بوتهزار پر از بوته پیدا کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید