shaggy

[ایالات متحده]/'ʃægɪ/
[بریتانیا]/'ʃægi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بافت زبر; موی ضخیم و آشفته; پوشیده شده با لایه‌ای خشن و درهم‌ریخته از مو.

جملات نمونه

a dog with a long shaggy coat

سگی با پوشش بلند و نامرتب

a huge shaggy Alsatian.

یک آلزاسی بزرگ و پشمالو

the mountain goat has a long, shaggy coat.

بز کوهی دارای یک پوشش بلند و پشمی است.

This old man shaved his shaggy black beard.

این پیرمرد ریش بلند و سیاه خود را اصلاح کرد.

as the sheep came on board, we grabbed their long shaggy fleeces.

همانطور که گوسفندان سوار کشتی شدند، پشم بلند و نامرتب آنها را گرفتیم.

His shaggy grey hair fell loosely across his brow.

موهای خاکستری و نامرتبش به طور سست روی پیشانی اش ریخته بود.

massive plantigrade carnivorous or omnivorous mammals with long shaggy coats and strong claws.

پستانداران بزرگ، گیاه‌خوار یا همه‌خوار با خز بلند و شلوغ و پنجه‌های قوی.

He told us this joke, which turned out to be a shaggy-dog story, and I hate those!

او این شوخی را با ما در میان گذاشت که در نهایت یک داستان طولانی و خنده‌دار شد، و من از آنها متنفرم!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید