buddies

[ایالات متحده]/ˈbʌdɪz/
[بریتانیا]/ˈbʌdɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوستان نزدیک; همراهان
v. با کسی دوست شدن; با کسی دوستانه رفتار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

best buddies

بهترین دوستان

old buddies

دوستان قدیمی

buddies forever

دوستان برای همیشه

party buddies

دوستان مهمانی

travel buddies

همراهان سفر

study buddies

همکلاسی‌ها

work buddies

همکاران

gaming buddies

همراهان بازی

childhood buddies

دوستان دوران کودکی

close buddies

دوستان صمیمی

جملات نمونه

my buddies and i went hiking last weekend.

من و دوستانم آخر هفته گذشته به پیاده‌روی رفتیم.

we always support each other like true buddies.

ما همیشه مانند دوستان واقعی از یکدیگر حمایت می‌کنیم.

i met my old buddies at the reunion.

من دوستان قدیمی‌ام را در دیدار دوباره ملاقات کردم.

having buddies makes life more enjoyable.

داشتن دوستان زندگی را لذت‌بخش‌تر می‌کند.

my buddies helped me move into my new apartment.

دوستانم به من کمک کردند تا به آپارتمان جدیدم نقل مکان کنم.

we often go to the movies with our buddies.

ما اغلب با دوستانمان به تماشای فیلم می‌رویم.

it's great to have buddies who share your interests.

داشتن دوستان با علایق مشابه عالی است.

my buddies and i are planning a road trip this summer.

من و دوستانم در حال برنامه‌ریزی برای یک سفر جاده‌ای تابستان امسال هستیم.

we play video games together, just like old buddies.

ما مانند دوستان قدیمی با هم بازی ویدیویی می‌کنیم.

true buddies are always there for you in tough times.

دوستان واقعی همیشه در زمان‌های سخت در کنار شما هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید