bulged

[ایالات متحده]/bʌldʒd/
[بریتانیا]/bʌljd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته از bulge; به بیرون متورم شدن، برآمدن
adj. متورم یا برآمده

عبارات و ترکیب‌ها

bulged eyes

چشم‌های بیرون زده

bulged stomach

شکم برآمده

bulged veins

رگ‌های بیرون زده

bulged cheeks

گونه‌های برآمده

bulged muscles

عضلات برآمده

bulged tire

لاستیک باد کرده

bulged wallet

کیف پول برآمده

bulged panel

صفحه بیرون زده

bulged skin

پوست برآمده

bulged container

ظرف برآمده

جملات نمونه

the bag bulged with groceries.

کیف با مواد غذایی متورم شده بود.

his eyes bulged in surprise.

چشمانش از تعجب بیرون زده بودند.

the balloon bulged dangerously.

بادکنک به طور خطرناکی متورم شد.

the wallet bulged with cash.

کیف پول با پول نقد متورم شده بود.

the tire bulged after hitting the curb.

بعد از برخورد با حاشیه، لاستیک متورم شد.

her muscles bulged after the workout.

بعد از تمرین، عضلات او متورم شدند.

the suitcase bulged at the seams.

چمدان در درزها متورم شد.

the fish's eyes bulged out of its head.

چشمان ماهی از سرش بیرون زده بودند.

the package bulged, indicating it was overstuffed.

بسته متورم بود که نشان می داد بیش از حد پر شده است.

his stomach bulged after the big meal.

شکمش بعد از غذای بزرگ متورم شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید