swelled

[ایالات متحده]/[swelːd]/
[بریتانیا]/[swelːd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به افزایش اندازه یا حجم، به ویژه به دلیل جذب مایع؛ به افزایش احساسی؛ پر شدن احساس؛ به افزایش یا برجسته شدن بیشتر.
adj. افزایش یافته در اندازه یا حجم.

عبارات و ترکیب‌ها

swelled with pride

پر افتخار

swelled up

پر شده

swelling river

رودخانه پر شده

swelled eyes

چشمان پر شده

swelling chest

گردنه پر شده

swelled head

سر پر شده

swelling rapidly

به سرعت پر می‌شود

swelled ankles

پاچه‌های پر شده

swelling tissues

بافت‌های پر شده

swelled voice

صوت پر شده

جملات نمونه

her heart swelled with pride as she watched her son graduate.

قلبش با غرور پر شد وقتی پسرش را در مراسم فارغ‌التحصیلی تماشا می‌کرد.

the river swelled after days of heavy rain.

رودخانه پس از روزهای باران شدید متورم شد.

his muscles swelled with each weightlifting session.

عضلات او با هر جلسه وزنه‌برداری متورم می‌شد.

a lump swelled in her throat, and she couldn't speak.

یک توده در گلویش متورم شد و او نمی‌توانست صحبت کند.

the crowd swelled as the band took the stage.

جمعیت با شروع اجرای گروه موسیقی متراکم‌تر شد.

my ankle swelled up after the injury.

مچ پام پس از آسیب دیدگی متورم شد.

the dough swelled in the warm bowl.

خمیر در کاسه گرم متورم شد.

a feeling of hope swelled within him.

احساس امید در درون او متورم شد.

the lake swelled to its highest level of the year.

دریاچه به بالاترین سطح سال خود رسید.

his voice swelled with emotion as he delivered the eulogy.

صدایش هنگام خواندن خطبه تشییع با احساس متورم شد.

the company's profits swelled to record levels.

سود شرکت به سطوح رکوردی رسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید