bulwark

[ایالات متحده]/'bʊlwək/
[بریتانیا]/'bʊlwɝk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دیوار یا خاکریز دفاعی
vt. ساختن یک مانع دفاعی برای حفاظت
Word Forms
جمعbulwarks
شکل سوم شخص مفردbulwarks
زمان گذشتهbulwarked
صفت یا فعل حال استمراریbulwarking
قسمت سوم فعلbulwarked

جملات نمونه

Law and morality are the bulwark of society.

قانون و اخلاق، سدّ جامعه هستند.

That country is a bulwark of freedom.

آن کشور، سنگر آزادی است.

You are a bastion of strength.See Synonyms at bulwark

شما یک پایگاه قدرت هستید. برای یافتن مترادف‌ها به bulwark مراجعه کنید.

the security forces are a bulwark against the breakdown of society.

نیروهای امنیتی سدی در برابر فروپاشی جامعه هستند.

Our people’s support is a bulwark against the enemy.

حمایت مردم ما، سدی در برابر دشمن است.

Solid hull construction of basswood, planked over topsides, built-up bulwarks and laid deck planking.

ساختمان بدنه قوی از چوب Basswood، با تخته‌های روی قسمت بالایی، سنگرها ساخته شده و تخته‌های عرشه قرار داده شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید