bunching

[ایالات متحده]/'bʌntʃiŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خوشه‌بندی یا جمع شدن؛ حرکت در گروه‌ها.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریbunching

عبارات و ترکیب‌ها

bunching together

گروه‌کردن

bunching up

جمع شدن

bunching fabric

چسبندگی پارچه

bunching of wires

خوشه‌بندی سیم‌ها

bunching up hair

جمع شدن مو

bunching of muscles

خوشه‌بندی عضلات

bunching of clothes

چسبیده شدن لباس‌ها

جملات نمونه

runners bunching up at the starting line.

دویدنندگان در ابتدای خط جمع می‌شوند.

Abstract: A two-gap drift tube buncher and a one-gap grid buncher with linear bunching waveform are used on the SFC axial injection line.

چکیده: یک خوشه‌ساز لوله دریفت دوگانه و یک خوشه‌ساز شبکه‌ای یک‌گانه با شکل موج خوشه‌بندی خطی در خط تزریق محوری SFC استفاده می‌شوند.

A two-gap drift tube buncher and a one-gap grid buncher with linear bunching waveform are used on the SFC axial injection line.

یک خوشه‌ساز لوله دریفت دوگانه و یک خوشه‌ساز شبکه‌ای یک‌گانه با شکل موج خوشه‌بندی خطی در خط تزریق محوری SFC استفاده می‌شوند.

نمونه‌های واقعی

American r's usually are made for most people with the sides of the tongue kind of bunching up.

صدای 'r' آمریکایی معمولاً برای اکثر مردم ساخته شده است، به طوری که زبان در یک نقطه جمع می شود.

منبع: Perspective Encyclopedia Comprehensive Category

I've mentioned habit bunching on this channel.

من در این کانال به عادت جمع شدن اشاره کرده ام.

منبع: 2022 New Year Special Edition

Just one of many measures meant to keep kids from bunching up and preventing the spread of the coronavirus, the head of Secondary Education says.

یکی از اقدامات متعددی که برای جلوگیری از تجمع کودکان و جلوگیری از گسترش ویروس کرونا طراحی شده است، رئیس آموزش متوسطه می گوید.

منبع: CNN 10 Student English May 2020 Collection

Property and HR managers alike will want more data in order to understand how facilities are being used, and on which days and times people are bunching in the office.

مدیران املاک و منابع انسانی نیز به داده های بیشتری برای درک نحوه استفاده از امکانات و روزها و ساعاتی که افراد در دفتر تجمع می کنند، نیاز خواهند داشت.

منبع: The Economist (Summary)

Since you don't have any implement, you might try bunching up your fabric in the back of you, and creating a kind of ledge, and then hooking yourself there, and totally relaxing.

از آنجایی که هیچ ابزاری ندارید، ممکن است سعی کنید پارچه خود را در پشت خود جمع کنید و یک گونه ایجاد کنید و سپس خودتان را به آنجا قلاب کنید و کاملاً آرام باشید.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

One possibility is that this glass-like structure physically prevents all the other proteins and junk in a cell from bunching up or unfolding, and it keeps any membranes from fusing together.

یکی از احتمالات این است که این ساختار شیشه مانند به طور فیزیکی از تجمع یا باز شدن سایر پروتئین ها و زباله های موجود در یک سلول جلوگیری می کند و از اتصال هر گونه غشا جلوگیری می کند.

منبع: SciShow Collection

Fear was etched into her features, in the bunching of her forehead and the tightening of her lips. Alone with just me, she put aside the persona she displayed for others. She was her old self again, fragile, breathy.

ترس در چهره او حک شده بود، در جمع شدن پیشانی و سفت شدن لب هایش. تنها با من، او شخصیتی را که برای دیگران نشان می داد کنار گذاشت. او دوباره خودِ قدیمی خود بود، شکننده و نفس نفس زنان.

منبع: You should fly to your mountain like a bird.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید