bungalow

[ایالات متحده]/'bʌŋgələʊ/
[بریتانیا]/'bʌŋɡəlo/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلبه؛ خانه ویلایی
Word Forms
جمعbungalows

جملات نمونه

They decided to retire to a cozy bungalow by the beach.

آنها تصمیم گرفتند در یک کلبه دنج کنار ساحل بازنشسته شوند.

The bungalow had a beautiful garden with colorful flowers.

کلبه دارای یک باغ زیبا با گل‌های رنگارنگ بود.

She enjoys reading books on the porch of her bungalow.

او از خواندن کتاب‌ها در ایوان کلبه‌اش لذت می‌برد.

The bungalow was surrounded by tall palm trees.

کلبه احاطه شده بود توسط درختان نخل بلند.

They spent their honeymoon in a romantic bungalow in the mountains.

آنها ماه عسل خود را در یک کلبه رمانتیک در کوه‌ها گذراندند.

The bungalow had a stunning view of the sunset over the ocean.

کلبه دارای منظره‌ای خیره‌کننده از غروب خورشید بر فراز اقیانوس بود.

The bungalow was painted in a vibrant shade of blue.

کلبه با رنگ آبی زنده رنگ شده بود.

They built a small bungalow in the countryside for weekend getaways.

آنها یک کلبه کوچک در حومه شهر برای سفر آخر هفته ساختند.

The bungalow had a cozy fireplace for chilly evenings.

کلبه دارای یک شومینه دنج برای شب‌های سرد بود.

The bungalow was furnished with vintage furniture and decor.

کلبه با مبلمان و دکوراسیون عتیقه مبلاغه شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید