bureaucracy

[ایالات متحده]/bjʊəˈrɒkrəsi/
[بریتانیا]/bjʊˈrɑːkrəsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نهاد دولتی، بوروکراسی، رفتار بوروکراتیک.
Word Forms

جملات نمونه

dealing with bureaucracy can be frustrating

پرداختن به بوروکراسی می تواند خسته کننده باشد

cut through the bureaucracy

از میان بوروکراسی عبور کنید

bureaucracy often leads to inefficiency

بوروکراسی اغلب منجر به ناکارآمدی می شود

navigating the bureaucracy takes time

عبور از بوروکراسی زمان می برد

bureaucracy can hinder progress

بوروکراسی می تواند پیشرفت را مختل کند

bureaucracy is known for its red tape

بوروکراسی به خاطر کاغذبازی مشهور است

bureaucracy can be a barrier to innovation

بوروکراسی می تواند مانعی برای نوآوری باشد

the company is bogged down by bureaucracy

شرکت درگیر بوروکراسی است

bureaucracy can stifle creativity

بوروکراسی می تواند خلاقیت را سرکوب کند

overcoming bureaucracy requires patience

غلبه بر بوروکراسی نیاز به صبر دارد

نمونه‌های واقعی

Navigating a difficult bureaucracy, some find ways to stay.

با وجود پیچیدگی‌های بوروکراسی، برخی افراد راهی برای ماندن پیدا می‌کنند.

منبع: VOA Standard English_Europe

Bureaucracy achieves its power via knowledge.

بوروکراسی از طریق دانش به قدرت می‌رسد.

منبع: Cultural Discussions

You simply can't slim down a giant bureaucracy like this without getting rid of people.

شما نمی‌توانید چنین بوروکراسی بزرگی را بدون اخراج افراد کاهش دهید.

منبع: Yes, Minister Season 1

The Brussels bureaucracy has moved uncharacteristically rapidly.

بوروکراسی بروکسل به طور غیرمعمولی سریع عمل کرده است.

منبع: BBC Listening February 2013 Collection

I think most people hate bureaucracy, Rob.

من فکر می‌کنم بیشتر مردم از بوروکراسی متنفرند، راب.

منبع: BBC Authentic English

Daily life has become an endless sequence of demeaning interactions with a bloated and oppressive bureaucracy.

زندگی روزمره به یک دنباله بی‌پایان از برخوردهای تحقیرآمیز با یک بوروکراسی متورم و سرکوبگر تبدیل شده است.

منبع: The Guardian (Article Version)

And Luik told me that NATO allies slashed the usual bureaucracy to speed up this process.

و لویک به من گفت که متحدان ناتو برای سرعت بخشیدن به این روند، بوروکراسی معمول را کاهش دادند.

منبع: NPR News March 2022 Compilation

There are problems within the Secretariat. I think that it's slow acting, and it's a bureaucracy.

مشکلاتی در Sekretariat وجود دارد. من فکر می‌کنم که کند عمل می‌کند و یک بوروکراسی است.

منبع: NPR News December 2014 Collection

Another challenge would be bureaucracy or red tape.

چالش دیگر بوروکراسی یا کاغذبازی خواهد بود.

منبع: IELTS Speaking High Score Model

See, with small systems you can skip the bureaucracies and the utilities and sell directly to customers.

می‌بینید، با سیستم‌های کوچک می‌توانید بوروکراسی‌ها و خدمات را نادیده بگیرید و مستقیماً به مشتریان بفروشید.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید