burnishing

[ایالات متحده]/ˈbɜːnɪʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɝnɪʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل جلا دادن یا صیقل دادن چیزی به درخشش بالا؛ فرآیندی برای ایجاد درخشندگی، نرمی و سختی به فلز با مالش آن با یک ماده ساینده.

عبارات و ترکیب‌ها

burnishing technique

تکنیک پولیش

burnishing process

فرآیند پولیش

burnishing tool

ابزار پولیش

burnishing metal

پولیش فلز

burnishing finish

پوشش پولیش

burnishing surface

سطح پولیش

burnishing compound

ترکیب پولیش

burnishing cloth

پارچه پولیش

burnishing method

روش پولیش

burnishing operation

عملیات پولیش

جملات نمونه

burnishing the silverware gives it a brilliant shine.

پولیش کردن نقره‌جات باعث می‌شود درخشندگی فوق‌العاده‌ای پیدا کنند.

she spent hours burnishing the wooden furniture.

او ساعت‌ها صرف پرداخت چوبی مبلمان کرد.

burnishing the edges of the paper made it look more professional.

پرداخت لبه‌های کاغذ باعث شد حرفه‌ای‌تر به نظر برسد.

the artist is burnishing the surface of the sculpture.

هنرمند در حال پرداخت سطح مجسمه است.

he is burnishing his reputation in the industry.

او در حال بهبود شهرت خود در صنعت است.

they are burnishing the company's image through effective marketing.

آنها با استفاده از بازاریابی موثر در حال بهبود تصویر شرکت هستند.

burnishing the leather enhances its color and texture.

پرداخت چرم باعث افزایش رنگ و بافت آن می‌شود.

she is burnishing her skills through practice and dedication.

او با تمرین و تعهد مهارت‌های خود را بهبود می‌بخشد.

burnishing can be done with a soft cloth for best results.

برای بهترین نتیجه می‌توان از یک پارچه نرم برای پرداخت استفاده کرد.

the team is burnishing their strategy before the big presentation.

تیم در حال بهبود استراتژی خود قبل از ارائه بزرگ است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید