buttercream

[ایالات متحده]/ˈbʌtəˌkɹiːm/
[بریتانیا]/ˈbʌtərˌkrim/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فریزینگ شیرین که از کره، شکر و گاهی اوقات تخم مرغ تهیه می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

buttercream frosting

کرم خامه‌ای

buttercream cake

کیک خامه‌ای

buttercream icing

روکش خامه‌ای

buttercream decoration

تزئینات خامه‌ای

buttercream flowers

گل‌های خامه‌ای

buttercream recipe

دستورالعمل خامه‌ای

buttercream piping

تزریق خامه‌ای

buttercream swirl

گرداب خامه‌ای

buttercream filling

پر کردن خامه‌ای

buttercream flavor

طعم خامه‌ای

جملات نمونه

she decorated the cake with beautiful buttercream flowers.

او کیک را با گل‌های زیبای خامه‌ای تزئین کرد.

buttercream can be flavored with various extracts.

می‌توان خامه‌ای را با عصاره‌های مختلف طعم‌دار کرد.

the buttercream was too sweet for my taste.

خامه‌ای برای من خیلی شیرین بود.

he prefers chocolate buttercream over vanilla.

او خامه‌ای شکلاتی را بیشتر از وانیل ترجیح می‌دهد.

making buttercream requires careful measurements.

تهیه خامه‌ای نیاز به اندازه‌گیری دقیق دارد.

she learned how to pipe buttercream roses.

او یاد گرفت که گل‌های خامه‌ای را با قیفه‌ تزئین کند.

buttercream can be stored in the refrigerator for a week.

می‌توان خامه‌ای را به مدت یک هفته در یخچال نگهداری کرد.

he used buttercream to fill the layers of the cake.

او از خامه‌ای برای پر کردن لایه‌های کیک استفاده کرد.

she prefers a light buttercream over a heavy frosting.

او خامه‌ای سبک را بیشتر از کرم سنگین ترجیح می‌دهد.

they taught a class on how to make buttercream from scratch.

آنها یک کلاس در مورد نحوه تهیه خامه‌ای از ابتدا آموزش دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید