buttress

[ایالات متحده]/ˈbʌtrəs/
[بریتانیا]/ˈbʌtrəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سازه‌ای که در برابر دیوار ساخته شده است تا آن را پشتیبانی یا تقویت کند؛ یک پشتیبانی
vt. با یک پشتیبان پشتیبانی یا تقویت کردن
Word Forms
جمعbuttresses
زمان گذشتهbuttressed
قسمت سوم فعلbuttressed
شکل سوم شخص مفردbuttresses
صفت یا فعل حال استمراریbuttressing

جملات نمونه

buttress up an argument

تقویت یک استدلال

authority was buttressed by religious belief.

اعتبار با باورهای مذهبی تقویت شد.

She buttressed her argument with solid facts.

او استدلال خود را با حقایق محکم تقویت کرد.

a buttress supporting the church wall

یک تکیه‌گاه که دیوار کلیسا را پشتیبانی می‌کند

there was a demand for a new stable order as a buttress against social collapse.

درخواست برای یک نظم جدید و پایدار به عنوان یک سپر در برابر فروپاشی اجتماعی وجود داشت.

The book is packed with anecdotes to buttress their view that she is a likeable Everywoman.

کتاب مملو از داستان‌هایی است تا دیدگاه آن‌ها مبنی بر اینکه او یک زن دوست‌داشتنی است، تقویت شود.

Leaf buttress A leaf primordium, appearing as a protuberance on the side of the stem apex, produced by periclinal division of the tunica and corpus, and associated with a procambium.

تکیه‌گاه برگ یک اوله‌برگ، که به صورت یک برآمدگی در کنار نوک ساقه ظاهر می‌شود، که در اثر تقسیمات پری‌کلینال از تونیکا و کورپوس تولید می‌شود و با یک پروکامبیوم مرتبط است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید