cabinetry

[ایالات متحده]/ˈkæbɪn.ə.triː/
[بریتانیا]/ˈkæbən.ə.tri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مبلمان ساخته شده از چوب، به ویژه کمدها و قفسه‌های متناسب؛ کابینه یک دولت
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

custom cabinetry

کابینت سفارشی

kitchen cabinetry

کابینت آشپزخانه

bathroom cabinetry

کابینت حمام

modern cabinetry

کابینت مدرن

luxury cabinetry

کابینت لوکس

wooden cabinetry

کابینت چوبی

built-in cabinetry

کابینت دیواری

traditional cabinetry

کابینت سنتی

affordable cabinetry

کابینت مقرون به صرفه

elegant cabinetry

کابینت شیک

جملات نمونه

high-quality cabinetry can enhance the value of your home.

کابینت‌های باکیفیت می‌توانند ارزش خانه شما را افزایش دهند.

she designed custom cabinetry for the kitchen.

او کابینت‌های سفارشی برای آشپزخانه طراحی کرد.

modern cabinetry often features sleek lines and minimalistic designs.

کابینت‌های مدرن اغلب دارای خطوط صاف و طرح‌های مینیمال هستند.

we need to choose the right cabinetry materials for this project.

ما باید مواد مناسب کابینت را برای این پروژه انتخاب کنیم.

cabinetry installation should be done by professionals.

نصب کابینت باید توسط متخصصان انجام شود.

she loves the cabinetry style in her new apartment.

او عاشق سبک کابینت در آپارتمان جدیدش است.

they offer a wide range of cabinetry options for your home.

آنها طیف گسترده‌ای از گزینه‌های کابینت را برای خانه شما ارائه می‌دهند.

good cabinetry can make a small kitchen feel more spacious.

کابینت‌های خوب می‌توانند باعث شوند آشپزخانه کوچک‌تر بزرگتر به نظر برسد.

he is an expert in cabinetry design and woodworking.

او در طراحی کابینت و نجاری متخصص است.

they renovated the bathroom with beautiful cabinetry.

آنها با کابینت‌های زیبا حمام را بازسازی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید