cacophony

[ایالات متحده]/kəˈkɒfəni/
[بریتانیا]/kəˈkɑːfəni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای خشن، نویز نامتعارف
Word Forms

جملات نمونه

The cacophony of car horns filled the busy city streets.

هم‌صدایی بوق ماشین‌ها خیابان‌های شلوغ شهر را پر کرده بود.

The cacophony of voices in the crowded room made it hard to focus.

هم‌صدایی صداها در اتاق شلوغ باعث می‌شد تمرکز کردن سخت باشد.

The cacophony of construction work outside woke me up early.

هم‌صدایی صدای ساخت‌وساز بیرون از خانه باعث شد زود بیدار شوم.

The cacophony of different languages being spoken was a sign of the city's diversity.

هم‌صدایی زبان‌های مختلفی که صحبت می‌شد، نشان‌دهنده تنوع شهر بود.

The cacophony of chirping birds in the morning signaled the start of a new day.

هم‌صدایی صدای پرندگان در حال جیک‌جیک کردن در صبح نشان‌دهنده شروع یک روز جدید بود.

The cacophony of instruments tuning before the concert created an exciting atmosphere.

هم‌صدایی سازهای در حال کوک شدن قبل از کنسرت فضایی هیجان‌انگیز ایجاد کرد.

The cacophony of fireworks on New Year's Eve lit up the sky.

هم‌صدایی آتش‌بازی در شب سال نو آسمان را روشن کرد.

The cacophony of laughter and chatter at the party was infectious.

هم‌صدایی خنده و صحبت کردن در مهمانی مسری بود.

The cacophony of barking dogs in the neighborhood kept me up all night.

هم‌صدایی صدای سگ‌های زوزه کشیدن در محله باعث شد تمام شب بیدار بمانم.

The cacophony of sirens blaring indicated an emergency situation.

هم‌صدایی آژیرها نشان‌دهنده یک وضعیت اضطراری بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید