cadenza

[ایالات متحده]/kəˈdɛnzə/
[بریتانیا]/kəˈdɛn.zə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک بخش سولو virtuoso در یک قطعه موسیقی، معمولاً بداهه و بسیار زینتی.
شکل‌های واژه
جمعcadenzas

عبارات و ترکیب‌ها

solo cadenza

قطعه بداهه

cadenza passage

قطعه بداهه

cadenza section

بخش بداهه

cadenza performance

اجرای بداهه

cadenza style

سبک بداهه

cadenza notes

یادداشت‌های بداهه

cadenza theme

موضوع بداهه

cadenza technique

تکنیک بداهه

cadenza embellishment

تزئین بداهه

cadenza improvisation

بداهه‌پردازی

جملات نمونه

the pianist played a stunning cadenza during the concert.

پیانیست یک کادنزای خیره‌کننده را در طول کنسرت اجرا کرد.

she added a beautiful cadenza to her violin solo.

او یک کادنزای زیبا به ویولن تک‌نوازی خود اضافه کرد.

the composer wrote a challenging cadenza for the concerto.

آهنگساز یک کادنزای چالش‌برانگیز برای کنسرتو نوشت.

his improvisation turned into a lengthy cadenza.

اجرای بداهه او به یک کادنزای طولانی تبدیل شد.

the cadenza showcased her technical skills on the flute.

کادنزا مهارت‌های فنی او را در فلوت به نمایش گذاشت.

during the performance, the cadenza captivated the audience.

در طول اجرا، کادنزا مخاطبان را مجذوب خود کرد.

he practiced the cadenza for weeks before the recital.

او برای هفته‌ها قبل از اجرا، کادنزا را تمرین کرد.

the cadenza was a highlight of the entire piece.

کادنزا یک نقطه اوج کل قطعه بود.

she performed the cadenza flawlessly, earning a standing ovation.

او کادنزا را به طور بی‌نقص اجرا کرد و تشویق ایستاده گرفت.

the cadenza allowed the musician to express her creativity.

کادنزا به نوازنده اجازه داد تا خلاقیت خود را بیان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید