flourish

[ایالات متحده]/ˈflʌrɪʃ/
[بریتانیا]/ˈflɜːrɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکوفا شدن؛ رونق یافتن؛ به طور قوی رشد کردن
n. اقدامات اغراق‌آمیز؛ تزئینات یا منحنی‌های زینتی.
Word Forms
زمان گذشتهflourished
جمعflourishes
صفت یا فعل حال استمراریflourishing
شکل سوم شخص مفردflourishes
قسمت سوم فعلflourished

عبارات و ترکیب‌ها

in full flourish

با شکوفایی کامل

جملات نمونه

a flourish of generosity.

رشدی از سخاوت

a flourish of trumpets.

رشدی از ترومپت‌ها

Plants flourish in this earth.

گیاهان در این زمین به خوبی رشد می‌کنند.

The banner flourished in the wind.

پرچم در باد شکوفا شد.

Plants will not flourish without water.

گیاهان بدون آب رشد نخواهند کرد.

Crops flourish in rich soil.

محصولات در خاک غنی به خوبی رشد می‌کنند.

He waved his hand.See Synonyms at flourish

او دستش را تکان داد. برای یافتن مترادف‌ها به flourish مراجعه کنید

a speech full of rhetorical flourishes

سخنرانی پر از ابرازهای بلاغی

The crops flourished in the rich bottomland.

محصولات در زمین‌های پست غنی به خوبی رشد کردند.

wild plants flourish on the banks of the lake.

گیاهان وحشی در حاشیه دریاچه شکوفا می‌شوند.

with a flourish , she ushered them inside.

با یک حرکت نمایشی، آن‌ها را به داخل راهنمایی کرد.

spiky gothic letters with an emphatic flourish beneath them.

حروف گوتیک نوک تیز با یک تزئین قاطع در زیر آنها.

The students flourished flags on the campus.

دانشجویان پرچم‌ها را در محوطه دانشگاه به اهتزاز درآوردند.

He flourishes his wealth.

او ثروت خود را به نمایش می‌گذارد.

Markets are flourishing and prices are stable.

بازارها در حال رونق هستند و قیمت‌ها پایدار است.

Our great motherland is flourishing with each passing day.

سرزمین بزرگ ما با گذشت هر روز در حال رونق است.

they do book signings at Flourish and Blott's in Diagon Alley.

آنها در Flourish and Blott's در کوچه دیاگون امضای کتاب انجام می‌دهند.

Chaucer flourished at the end of the 14th century.

چاسر در پایان قرن چهاردهم شکوفا شد.

The dramatist flourished around 1930.

نویسندهٔ نمایشی حدود سال 1930 شکوفا شد.

نمونه‌های واقعی

The vast majority of the goslings are still flourishing.

اکثر جوجه‌ها همچنان در حال شکوفایی هستند.

منبع: BBC documentary "Our Planet"

I mean, honestly, I think that they're flourishing.

منظورم این است که به طور صادقانه فکر می‌کنم آنها در حال شکوفایی هستند.

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

Procrastination must be conquered for success to flourish.

برای شکوفایی موفقیت باید تعلل را شکست داد.

منبع: Essential Reading List for Self-Improvement

People-to-people and cultural exchanges between the two countries are also flourishing.

تبادلات بین فردی و فرهنگی بین دو کشور نیز در حال شکوفایی است.

منبع: CCTV Observations

It carries with it the potential for life to flourish.

این پتانسیل را برای شکوفایی زندگی دارد.

منبع: Popular Science Essays

Conditions were perfect to create a small ecosystem for tech to flourish.

شرایط برای ایجاد یک اکوسیستم کوچک برای شکوفایی فناوری عالی بود.

منبع: CNN 10 Student English November 2018 Collection

183. The sour vapour pours into the flourishing flour factory.

183. بخار ترش به کارخانه آرد در حال شکوفایی می‌ریزد.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

" close to what she would have earned if our crop had flourished" .

منبع: VOA Standard English_Africa

Do you suppose you would've flourished more in a reward-based environment?

آیا فکر می‌کنید در یک محیط مبتنی بر پاداش بیشتر شکوفا می‌شدید؟

منبع: The Big Bang Theory Season 8

That medium is where his ideas formed and flourished with a fervor.

آن رسانه جایی است که ایده‌های او شکل گرفت و با شور و شوق شکوفا شد.

منبع: PBS Interview Entertainment Series

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید