cadged

[ایالات متحده]/kædʒd/
[بریتانیا]/kadjd/

ترجمه

v. چیزی را از طریق گدایی یا درخواست مکرر به دست آوردن؛ برای (چیزی) گدایی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

cadged a ride

از کسی سواری گرفتم

cadged money

پول گرفتم

cadged food

غذا گرفتم

cadged a favor

یک لطف گرفتم

cadged supplies

تدارکات گرفتم

cadged drinks

نوشیدنی گرفتم

cadged assistance

کمک گرفتم

cadged a loan

وام گرفتم

cadged support

حمایت گرفتم

cadged a ticket

بلیط گرفتم

جملات نمونه

he cadged a ride to the party.

او برای رفتن به مهمانی، سواری را به دست آورد.

she cadged some money from her friends.

او مقداری پول از دوستانش به دست آورد.

they cadged food from the local restaurant.

آنها غذا را از رستوران محلی به دست آوردند.

he cadged a few cigarettes from his colleague.

او چند نخ سیگار از همکارش به دست آورد.

she cadged a favor from her neighbor.

او لطفی را از همسایه‌اش به دست آورد.

he often cadged drinks at the bar.

او اغلب نوشیدنی‌ها را در بار به دست می‌آورد.

they cadged a meal during their travels.

آنها در طول سفر خود یک وعده غذایی به دست آوردند.

she cadged a ticket to the concert.

او یک بلیط برای کنسرت به دست آورد.

he cadged some advice from an expert.

او نصایحی را از یک متخصص به دست آورد.

they cadged a place to stay for the night.

آنها مکانی برای اقامت شب را به دست آوردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید