cages

[ایالات متحده]/k eidʒɪz /
[بریتانیا]/kejiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع قفس; ظرفی برای نگهداری حیوانات یا پرندگان در محفظه.
v. چیزی را در قفس قرار دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

bird cages

قفس‌های پرندگان

animal cages

قفس‌های حیوانات

cages for pets

قفس‌های حیوانات خانگی

cages of steel

قفس‌های فولادی

cages in zoos

قفس‌های باغ وحش

metal cages

قفس‌های فلزی

cages for birds

قفس‌های پرندگان

cages for animals

قفس‌های حیوانات

cages of light

قفس‌های نور

cages of sorrow

قفس‌های اندوه

جملات نمونه

many birds are kept in cages.

بسیاری از پرندگان در قفس نگهداری می‌شوند.

he built cages for his pet rabbits.

او قفس‌هایی برای خرگوش‌های خانگی خود ساخت.

the zoo has large cages for wild animals.

باغ وحش قفس‌های بزرگ برای حیوانات وحشی دارد.

she decorates her bird cages beautifully.

او قفس‌های پرندگان خود را به زیبایی تزئین می‌کند.

they sell cages at the pet store.

آنها قفس‌ها را در فروشگاه حیوانات خانگی می‌فروشند.

he felt sorry for the animals in cages.

او برای حیواناتی که در قفس بودند متاسف شد.

birds often feel stressed in small cages.

پرندگان اغلب در قفس‌های کوچک احساس استرس می‌کنند.

she released the birds from their cages.

او پرندگان را از قفس‌هایشان آزاد کرد.

the artist painted a mural of cages.

هنرمند یک نقاشی دیواری از قفس‌ها کشید.

they discussed the ethics of keeping animals in cages.

آنها در مورد اخلاقیات نگهداری حیوانات در قفس‌ها بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید