calculate

[ایالات متحده]/ˈkælkjuleɪt/
[بریتانیا]/ˈkælkjuleɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

محاسبه
vt. & vi. تعیین یا برآورد کردن با استفاده از روش‌های ریاضی یا منطقی؛ برنامه‌ریزی با هدف خاصی در ذهن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریcalculating
زمان گذشتهcalculated
شکل سوم شخص مفردcalculates
قسمت سوم فعلcalculated
جمعcalculates

عبارات و ترکیب‌ها

calculate on

محاسبه بر روی

be calculated for

برای محاسبه شدن

جملات نمونه

calculate the cost of a journey

محاسبه هزینه یک سفر

calculate the velocity of light

محاسبه سرعت نور

to calculate the cost of a journey

برای محاسبه هزینه یک سفر

calculate the consequence of

محاسبه عواقب

I calculate we'll be in time.

من محاسبه می‌کنم که به موقع خواهیم رسید.

I'll calculate what it will cost.

من محاسبه می‌کنم که چقدر هزینه خواهد شد.

reckon the cost.See Synonyms at calculate

حدس بزنید هزینه. به مترادف‌ها در calculate مراجعه کنید

calculate the ratios to one decimal place.

نسبت‌ها را تا یک رقم اعشار محاسبه کنید.

calculate on fine weather tomorrow

محاسبه بر اساس آب و هوای خوب فردا

calculate to 3 places of decimals

محاسبه تا 3 رقم اعشار

I calculate you'll get there in time.

من محاسبه می‌کنم که به موقع آنجا خواهید رسید.

The room is not calculated for such use.

این اتاق برای چنین استفاده‌ای محاسبه نشده است.

We cannot calculate on his help.

ما نمی‌توانیم روی کمک او حساب کنیم.

took a calculated risk.

یک ریسک محاسبه شده انجام داد.

The speech was calculated to win votes.

سخنرانی برای به دست آوردن آرا محاسبه شد.

We must calculate on a long-term basis.

ما باید بر اساس یک بازه زمانی طولانی‌تر محاسبه کنیم.

What you do first is to calculate the mean.

اولین کاری که انجام می‌دهید محاسبه میانگین است.

He must calculate the probability of failure.

او باید احتمال شکست را محاسبه کند.

fabric with a plaid pattern. See also Synonyms at calculate ,form

پارچه‌ای با طرح راه راه. همچنین به مترادف‌ها در calculate ,form مراجعه کنید

نمونه‌های واقعی

Trying to calculate happiness over here.

سعی در محاسبه شادی در اینجا

منبع: Rick and Morty Season 3 (Bilingual)

He knows because he's calculated it himself.

او می‌داند زیرا خودش آن را محاسبه کرده است.

منبع: A man named Ove decides to die.

Only his voice sounded different, cunning, calculating, evil.

فقط صدای او متفاوت بود، حیله‌گر، محاسبه‌گر، شیطانی.

منبع: Spider-Man: No Way Home

But do you know how scientists calculated that number?

اما می‌دانید دانشمندان چگونه آن عدد را محاسبه کردند؟

منبع: 6 Minute English

Nobody knows how to calculate when that will happen.

هیچ کس نمی‌داند چه زمانی آن اتفاق خواهد افتاد را چگونه محاسبه کنیم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

This may sound fantastic, but it is easily calculated.

این ممکن است شگفت‌انگیز به نظر برسد، اما به راحتی قابل محاسبه است.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Four (Translation)

And with those elements, you could finally calculate density.

و با آن عناصر، شما می‌توانید چگالی را در نهایت محاسبه کنید.

منبع: Vox opinion

I told her, " Forget about it. They don't calculate."

به او گفتم: " فراموشش کن. آنها محاسبه نمی‌کنند.

منبع: Harvard Business Review

Well, depends how you calculate it.

خب، بستگی دارد چگونه آن را محاسبه کنید.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation August 2014

And so we see Shannon showed how to calculate this limit.

و بنابراین می‌بینیم که شانون نشان داد چگونه این حد را محاسبه کنیم.

منبع: IELTS Reading Preparation Guide

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید