calibrate

[ایالات متحده]/ˈkælɪbreɪt/
[بریتانیا]/ˈkælɪbreɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تنظیم یا استاندارد کردن اندازه‌گیری قطر، به‌گونه‌ای که با یک استاندارد مشخص مطابقت داشته باشد.
Word Forms
قسمت سوم فعلcalibrated
شکل سوم شخص مفردcalibrates
زمان گذشتهcalibrated
صفت یا فعل حال استمراریcalibrating
جمعcalibrates

عبارات و ترکیب‌ها

calibrate the equipment

کالیبره کردن تجهیزات

calibrate the scale

کالیبره کردن ترازو

calibrate the thermometer

کالیبره کردن دماسنج

جملات نمونه

to calibrate an instrument

برای کالیبره کردن یک وسیله

calibrated to a hair.

کالیبره شده به یک مو.

calibrated the polling procedures to ensure objectivity.

روش‌های نظرسنجی را برای اطمینان از بی‌طرفی کالیبره کرد.

The NRG Pyranometer is an excellent general purpose solar radiation sensor that is calibrated for the daylight spectrum.

سنسور تشعشع خورشیدی NRG Pyranometer یک سنسور تشعشع خورشیدی عمومی عالی است که برای طیف نور روز کالیبره شده است.

As a consequence of the drift of inclinometer's mechanicalness and electrical circuit during the long-dated observation,the lattice value of the inclinometer's record trunk must be calibrated termly.

به دلیل تغییرات در مکانیک و مدار الکتریکی اینکلینومتر در طول دوره طولانی مشاهده، مقدار شبکه اینکلینومتر باید به صورت دوره‌ای کالیبره شود.

نمونه‌های واقعی

And this compass is inside of you, but it needs to be calibrated.

این قطب‌نما داخل شماست، اما نیاز به کالیبراسیون دارد.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

The questions are to calibrate the polygraph.

سوالات برای کالیبره کردن دستگاه دروغ‌سنجی هستند.

منبع: Arrow Season 1

They calibrate our immune systems, ward off pathogenic bacteria, even affect our weight.

آنها سیستم ایمنی ما را کالیبره می‌کنند، از باکتری‌های بیماری‌زا جلوگیری می‌کنند و حتی بر وزن ما تأثیر می‌گذارند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation November 2014

" We'll keep calibrating as we go forward, " Dudley added.

"ما همچنان در حال کالیبره کردن خواهیم بود،" دا Dudley اضافه کرد.

منبع: VOA Special English: World

Which they try to calibrate using lots of available data.

که آنها سعی می‌کنند با استفاده از داده‌های موجود زیاد آن را کالیبره کنند.

منبع: MIT-RES.6-012-Introduction To Probability-Part II Inference & Limit Theorems

In relationships with a partner, all of us need carefully calibrated mixtures of two different ingredients.

در روابط با یک شریک، همه ما به ترکیبات دقیقاً کالیبره شده از دو ماده مختلف نیاز داریم.

منبع: Sociology of Social Relations (Video Version)

Jay uses the paper to calibrate the other sizing tool, the formillion.

جی از این مقاله برای کالیبره کردن ابزار اندازه‌گیری دیگر، فرمیلیون استفاده می‌کند.

منبع: Perspective Encyclopedia Comprehensive Category

Your accuracy improves with tools that are calibrated correctly and that you're well-trained on.

دقت شما با ابزاری که به درستی کالیبره شده‌اند و شما به خوبی روی آنها آموزش دیده‌اید، بهبود می‌یابد.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

It was a terrible word to use, he said, but the blows were calibrated to knock out.

او گفت استفاده از این کلمه وحشتناک بود، اما ضربات برای از کار انداختن کالیبره شده بودند.

منبع: The Guardian (Article Version)

But the scale has to be calibrated.

اما مقیاس باید کالیبره شود.

منبع: 2015 ESLPod

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید