calibrated settings
تنظیمات کالیبره شده
carefully calibrated
دقیق کالیبره شده
calibrated regularly
به طور منظم کالیبره شده
calibrated instrument
دستگاه کالیبره شده
being calibrated
در حال کالیبراسیون
calibrated scale
مقیاس کالیبره شده
already calibrated
قبلاً کالیبره شده
calibrated output
خروجی کالیبره شده
properly calibrated
به درستی کالیبره شده
calibrated data
دادههای کالیبره شده
the new microscope is carefully calibrated for accurate measurements.
میکروسکوپ جدید با دقت بالا تنظیم شده است تا اندازه گیری های دقیق انجام شود.
we need to calibrate the equipment before starting the experiment.
قبل از شروع آزمایش باید دستگاه را تنظیم کنیم.
the sensor was calibrated against a known standard.
سنسور در برابر یک استاندارد شناخته شده تنظیم شد.
regularly calibrated scales are essential for baking.
وزن های تنظیم شده به طور منظم برای پختن ضروری هستند.
the audio system was calibrated to optimize sound quality.
سیستم صوتی برای بهینه سازی کیفیت صوت تنظیم شد.
the speedometer was calibrated to reflect the actual speed.
شمارنده سرعت برای نمایش سرعت واقعی تنظیم شد.
the instrument was calibrated in a laboratory setting.
دستگاه در یک محیط آزمایشگاهی تنظیم شد.
the model was calibrated using historical data.
مدل با استفاده از داده های تاریخی تنظیم شد.
the pressure gauge needs to be calibrated annually.
دستگاه فشار سالانه باید تنظیم شود.
the camera's white balance was calibrated for accurate colors.
تعادل سفید دوربین برای رنگ های دقیق تنظیم شد.
the robot's movements were calibrated for precision.
حرکات ربات برای دقت تنظیم شد.
calibrated settings
تنظیمات کالیبره شده
carefully calibrated
دقیق کالیبره شده
calibrated regularly
به طور منظم کالیبره شده
calibrated instrument
دستگاه کالیبره شده
being calibrated
در حال کالیبراسیون
calibrated scale
مقیاس کالیبره شده
already calibrated
قبلاً کالیبره شده
calibrated output
خروجی کالیبره شده
properly calibrated
به درستی کالیبره شده
calibrated data
دادههای کالیبره شده
the new microscope is carefully calibrated for accurate measurements.
میکروسکوپ جدید با دقت بالا تنظیم شده است تا اندازه گیری های دقیق انجام شود.
we need to calibrate the equipment before starting the experiment.
قبل از شروع آزمایش باید دستگاه را تنظیم کنیم.
the sensor was calibrated against a known standard.
سنسور در برابر یک استاندارد شناخته شده تنظیم شد.
regularly calibrated scales are essential for baking.
وزن های تنظیم شده به طور منظم برای پختن ضروری هستند.
the audio system was calibrated to optimize sound quality.
سیستم صوتی برای بهینه سازی کیفیت صوت تنظیم شد.
the speedometer was calibrated to reflect the actual speed.
شمارنده سرعت برای نمایش سرعت واقعی تنظیم شد.
the instrument was calibrated in a laboratory setting.
دستگاه در یک محیط آزمایشگاهی تنظیم شد.
the model was calibrated using historical data.
مدل با استفاده از داده های تاریخی تنظیم شد.
the pressure gauge needs to be calibrated annually.
دستگاه فشار سالانه باید تنظیم شود.
the camera's white balance was calibrated for accurate colors.
تعادل سفید دوربین برای رنگ های دقیق تنظیم شد.
the robot's movements were calibrated for precision.
حرکات ربات برای دقت تنظیم شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید