calls

[ایالات متحده]/kɔːlz/
[بریتانیا]/kɔːlz/

ترجمه

n.چندگانهٔ کلمه؛ تماس‌های تلفنی؛ درخواست‌ها یا تقاضاها؛ فراخواندن یا استفاده از توابع
v.سوم شخص مفرد زمان حال از کلمه؛ فریاد زدن یا تلفن کردن

عبارات و ترکیب‌ها

phone calls

تماس تلفنی

makes calls

تماس می گیرد

calls now

تماس الان

called him

تماس گرفت با او

calling her

تماس می گیرد با او

doctor calls

پزشک تماس می گیرد

calls for help

تماس برای کمک

name calls

نام تماس می گیرد

calls back

تماس مجدد

calling out

تماس با بیرون

جملات نمونه

the company calls for applications by next friday.

شرکت برای ارسال درخواست‌ها تا جمعه آینده درخواست می‌کند.

she calls him every day after work.

او هر روز بعد از کار با او تماس می‌گیرد.

the police calls for witnesses to the accident.

پلیس از شاهدان حادثه می‌خواهد.

he calls her name across the crowded room.

او اسم او را در میان جمعیت فریاد می‌زند.

the artist calls upon viewers to reflect on the meaning.

هنرمند از بینندگان می‌خواهد معنا را در نظر بگیرند.

the doctor calls in a specialist for a second opinion.

پزشک برای نظر دوم یک متخصص را فرا می‌خواند.

the meeting calls to order at 2:00 pm.

جلسه رأس ساعت ۲:۰۰ بعد از ظهر آغاز می‌شود.

the news calls attention to the growing problem.

اخبار توجه را به مسئله رو به رشد جلب می‌کند.

the project calls for a significant investment.

این پروژه نیاز به سرمایه‌گذاری قابل توجهی دارد.

the alarm calls the firefighters to the scene.

آژیر آتش‌نشانی را به صحنه فرا می‌خواند.

the recipe calls for two cups of flour.

دستور غذا نیاز به دو پیمانه آرد دارد.

the judge calls a recess to consider the evidence.

قاضی برای بررسی مدارک یک وقفه اعلام می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید