buying camisoles
خرید کمیزو
wearing camisoles
پوشیدن کمیزو
cute camisoles
کمیزو های زیبای
silk camisoles
کمیزو های پشمی
black camisoles
کمیزو های سیاه
lace camisoles
کمیزو های گوشه دار
new camisoles
کمیزو های جدید
camisoles online
کمیزو ها آنلاین
camisoles store
فروشگاه کمیزو
camisoles collection
مجموعه کمیزو
she paired a flowing skirt with a delicate lace camisole.
او یک پوسته گوشهدار را با یک کمیزوی ریشک نازک ترکیب کرد.
i bought several camisoles for layering under sweaters.
من چندین کمیزو خریدم تا زیر کتهای گرم پوشیده شوند.
the camisoles were displayed on hangers in the boutique window.
کمیزوهای در فروشگاه در پنجره با دستههای نمایش داده شدند.
a silk camisole is perfect for a warm summer evening.
یک کمیزوی پشمی برای یک شب تابستانی گرم کامل است.
she chose a camisole with adjustable straps for a better fit.
او یک کمیزو با کمربند قابل تنظیم برای تناسب بهتر انتخاب کرد.
the camisoles came in a variety of colors and styles.
کمیزوهای در انواع رنگها و سبکها عرضه شدند.
i prefer camisoles with built-in shelf bras for support.
من کمیزوهایی را که دارای سینهپوشهای داخلی برای حمایت هستند، ترجیح میدهم.
she wore a simple camisole under her blazer for a professional look.
او یک کمیزو ساده زیر کتش را برای یک نگاه حرفهای پوشید.
the camisoles were made of a soft, breathable fabric.
کمیزوهای از بافت نرم و تنفسپذیر ساخته شدند.
she tucked her camisole into high-waisted jeans.
او کمیزوی خود را در جینهای گردن بالا فرو برد.
i like to hand wash my camisoles to keep them in good condition.
من دوست دارم کمیزوهایم را با دست بشویم تا آنها را در حالت خوب حفظ کنم.
buying camisoles
خرید کمیزو
wearing camisoles
پوشیدن کمیزو
cute camisoles
کمیزو های زیبای
silk camisoles
کمیزو های پشمی
black camisoles
کمیزو های سیاه
lace camisoles
کمیزو های گوشه دار
new camisoles
کمیزو های جدید
camisoles online
کمیزو ها آنلاین
camisoles store
فروشگاه کمیزو
camisoles collection
مجموعه کمیزو
she paired a flowing skirt with a delicate lace camisole.
او یک پوسته گوشهدار را با یک کمیزوی ریشک نازک ترکیب کرد.
i bought several camisoles for layering under sweaters.
من چندین کمیزو خریدم تا زیر کتهای گرم پوشیده شوند.
the camisoles were displayed on hangers in the boutique window.
کمیزوهای در فروشگاه در پنجره با دستههای نمایش داده شدند.
a silk camisole is perfect for a warm summer evening.
یک کمیزوی پشمی برای یک شب تابستانی گرم کامل است.
she chose a camisole with adjustable straps for a better fit.
او یک کمیزو با کمربند قابل تنظیم برای تناسب بهتر انتخاب کرد.
the camisoles came in a variety of colors and styles.
کمیزوهای در انواع رنگها و سبکها عرضه شدند.
i prefer camisoles with built-in shelf bras for support.
من کمیزوهایی را که دارای سینهپوشهای داخلی برای حمایت هستند، ترجیح میدهم.
she wore a simple camisole under her blazer for a professional look.
او یک کمیزو ساده زیر کتش را برای یک نگاه حرفهای پوشید.
the camisoles were made of a soft, breathable fabric.
کمیزوهای از بافت نرم و تنفسپذیر ساخته شدند.
she tucked her camisole into high-waisted jeans.
او کمیزوی خود را در جینهای گردن بالا فرو برد.
i like to hand wash my camisoles to keep them in good condition.
من دوست دارم کمیزوهایم را با دست بشویم تا آنها را در حالت خوب حفظ کنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید