candelabra

[ایالات متحده]/ˌkændiˈlɑ:brə/
[بریتانیا]/ˌkændə'lɑbrə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شمعدان شاخه‌دار.
Word Forms

جملات نمونه

a fully gilt version of Edward Barber and Jay Osgerby’s Cidade surtout de table (candelabra) and a monochromatic edition of their hand-blown glass Cupola reading table;

یک نسخه طلایی کامل از Cidade sobretudo de mesa (شمعدان) ادوارد باربر و جی اوسگربی و یک نسخه تک رنگ از میز خواندن شیشه ای دست ساز آنها؛

The elegant candelabra adorned the dining table.

شمع‌دانی زیبا میز ناهارخوری را تزئین کرده بود.

She placed a candelabra in the center of the room.

او یک شمع‌دانی را در مرکز اتاق قرار داد.

The candlelight flickered softly on the candelabra.

نور شمع به آرامی روی شمع‌دانی می‌رقصید.

They lit the candelabra for a romantic dinner.

آنها شمع‌دانی را برای یک شام رمانتیک روشن کردند.

The antique candelabra was a valuable find.

شمع‌دانی قدیمی یک کشف ارزشمند بود.

The candelabra cast a warm glow in the room.

شمع‌دانی در اتاق نور گرمی ساطع می‌کرد.

The candelabra was passed down through generations.

شمع‌دانی از نسلی به نسل دیگر منتقل شده بود.

The grand ballroom was lit by a magnificent candelabra.

تالار بزرگ توسط یک شمع‌دانی باشکوه روشن شده بود.

She carefully polished the silver candelabra before the party.

او قبل از مهمانی شمع‌دانی نقره‌ای را با دقت تمیز کرد.

The candelabra added a touch of elegance to the room.

شمع‌دانی کمی از ظرافت را به اتاق اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید