candles

[ایالات متحده]/ˈkændlz/
[بریتانیا]/ˈkændlz/

ترجمه

n. سیلندرهای مومی با یک فیتیله که در هنگام سوختن نور تولید می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

lit candles

شمع‌های روشن

candles glow

شمع‌ها می‌درخشند

birthday candles

شمع‌های تولد

candles burn

شمع‌ها می‌سوزند

lighting candles

روشن کردن شمع‌ها

many candles

شمع‌های زیاد

candles flicker

شمع‌ها سوسو می‌زنند

holding candles

نگه داشتن شمع‌ها

candles shone

شمع‌ها تابیدند

scented candles

شمع‌های معطر

جملات نمونه

she lit several candles to create a romantic atmosphere.

او چندین شمع روشن کرد تا فضایی عاشقانه ایجاد کند.

the candles flickered, casting dancing shadows on the wall.

شمع‌ها چشمک می‌زدند و سایه‌های رقصنده‌ای روی دیوار می‌انداختند.

we bought a dozen candles for the power outage.

ما به دلیل قطع برق، یک دوزین شمع خریدیم.

the church was filled with the warm glow of hundreds of candles.

کلیسای پر از درخشش گرم صدها شمع بود.

he placed candles around the edges of the table.

او شمع‌ها را در اطراف لبه‌های میز قرار داد.

the scent of lavender candles filled the room.

بوی شمع‌های اسطوخودوس اتاق را پر کرد.

she held a single candle in her hand, a symbol of hope.

او یک شمع در دست داشت، نمادی از امید.

the birthday cake was adorned with lit candles.

کیک تولد با شمع‌های روشن تزئین شده بود.

we carefully blew out the candles after making a wish.

ما پس از آرزو کردن، با دقت شمع‌ها را خاموش کردیم.

the antique candelabra held five elegant candles.

چراغ‌دان قدیمی پنج شمع زیبا را در خود جای داده بود.

they used candles to guide their way through the dark cave.

آنها از شمع‌ها برای راهنمایی خود در غار تاریک استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید