canonized

[ایالات متحده]/ˈkænənaɪzd/
[بریتانیا]/ˌkænənˈaɪzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور رسمی اعلام کردن (کسی) به عنوان قدیس

عبارات و ترکیب‌ها

canonized saint

قدیس تثبیت‌شده

canonized figure

شخصیت تثبیت‌شده

canonized work

کار تثبیت‌شده

canonized text

متن تثبیت‌شده

canonized hero

قهرمان تثبیت‌شده

canonized doctrine

اصل تثبیت‌شده

canonized tradition

سنتی تثبیت‌شده

canonized narrative

روایتی تثبیت‌شده

canonized belief

باوری تثبیت‌شده

canonized identity

هویتی تثبیت‌شده

جملات نمونه

the saint was canonized after many years of investigation.

قدیس پس از سال‌ها تحقیق تقدیس شد.

several miracles were attributed to her before she was canonized.

قبل از اینکه تقدیس شود، معجزات متعددی به او نسبت داده شد.

he was canonized by the pope in a grand ceremony.

او توسط پاپ در یک مراسم باشکوه تقدیس شد.

the process of being canonized can take many years.

فرآیند تقدیس می‌تواند سال‌ها طول بکشد.

her contributions to the church were recognized when she was canonized.

زمانی که تقدیس شد، کمک‌های او به کلیسا مورد توجه قرار گرفت.

many people believe that he deserves to be canonized.

بسیاری از مردم معتقدند که او شایسته تقدیس است.

after his death, he was canonized for his charitable works.

پس از مرگ او، به دلیل کارهای خیریه‌اش تقدیس شد.

canonized saints are often venerated in various cultures.

قدیسان تقدیس شده اغلب در فرهنگ‌های مختلف مورد احترام قرار می‌گیرند.

her life story was inspiring enough to lead to her being canonized.

داستان زندگی او به اندازه‌ای الهام‌بخش بود که منجر به تقدیس او شد.

the church holds a special service for those who are canonized.

کلیسا برای کسانی که تقدیس می‌شوند، یک مراسم ویژه برگزار می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید