worshiped

[ایالات متحده]/ˈwɜːʃɪpt/
[بریتانیا]/ˈwɜrʃɪpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت از عبادت؛ نشان دادن احترام و محبت

عبارات و ترکیب‌ها

worshiped gods

پرستش خدایان

worshiped idols

پرستش بتی‌ها

worshiped figures

پرستش چهره‌ها

worshiped ancestors

پرستش اجداد

worshiped deities

پرستش ایزدان

worshiped saints

پرستش قدیسان

worshiped nature

پرستش طبیعت

worshiped spirits

پرستش ارواح

worshiped beliefs

پرستش باورها

worshiped traditions

پرستش سنت‌ها

جملات نمونه

the ancient egyptians worshiped many gods and goddesses.

مصری‌های باستان به خدایان و الهه‌های بسیاری احترام می‌گذاشتند.

she worshiped her favorite singer from a young age.

او از سن جوانی الهه خواننده مورد علاقه خود را می‌پرستید.

they worshiped in the temple every sunday.

آنها هر یکشنبه در معبد عبادت می‌کردند.

the community worshiped together during the festival.

جامعه در طول جشنواره با هم عبادت کردند.

he felt that the artist was worshiped by his fans.

او احساس کرد که هنرمند توسط طرفدارانش مورد پرستش قرار می‌گیرد.

many cultures worshiped nature as a source of life.

فرهنگ‌های بسیاری طبیعت را به عنوان منبع زندگی مورد پرستش قرار می‌دادند.

in the past, people worshiped the sun for its power.

در گذشته، مردم خورشید را به خاطر قدرتش می‌پرستیدند.

the villagers worshiped the spirits of their ancestors.

روستاییان ارواح نیاکان خود را می‌پرستیدند.

he was worshiped as a hero after his brave actions.

او پس از اقدامات شجاعانه‌اش به عنوان یک قهرمان مورد پرستش قرار گرفت.

the followers worshiped the leader for his wisdom.

پیروان رهبر را به خاطر خردش می‌پرستیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید