carcinomatous tissue
بافت کارسینوماتوز
carcinomatous growth
رشد کارسینوماتوز
suspected carcinomatous
مشکوک به کارسینوماتوز
carcinomatous lesions
تغییرات کارسینوماتوز
carcinomatous cells
سلولهای کارسینوماتوز
showing carcinomatous
نشاندهنده کارسینوماتوز
carcinomatous appearance
ظاهر کارسینوماتوز
potentially carcinomatous
احتمالاً کارسینوماتوز
carcinomatous changes
تغییرات کارسینوماتوز
highly carcinomatous
به شدت کارسینوماتوز
the biopsy revealed a carcinomatous lesion in the lung tissue.
بیوپسی نشان داد که یک تومور کارسینوماتوز در بافت ریه وجود دارد.
patients with carcinomatous polyps require regular endoscopic surveillance.
بیماران مبتلا به پلیپهای کارسینوماتوز نیاز به نظارت منظم با استفاده از آندوسکوپی دارند.
the tumor was confirmed as carcinomatous after histological analysis.
تومور پس از تحلیل بافتشناختی به عنوان کارسینوماتوز تأیید شد.
metastatic carcinomatous cells were detected in the bone marrow.
سلولهای کارسینوماتوز متاستاز یافته در مغز استخوان کشف شدند.
the carcinomatous process led to significant weight loss and fatigue.
فرآیند کارسینوماتوز منجر به کاهش وزن معنیدار و خستگی شد.
treatment options for carcinomatous disease depend on the stage and location.
گزینههای درمانی برای بیماری کارسینوماتوز به مرحله و موقعیت بستگی دارد.
the pathologist reported a highly aggressive, carcinomatous growth.
پاتولوژیست یک رشد کارسینوماتوز بسیار تهاجمی را گزارش داد.
early detection is crucial in carcinomatous conditions for improved outcomes.
تشخیص زودهنگام در شرایط کارسینوماتوز برای بهبود نتایج حیاتی است.
the patient's history included a previous carcinomatous diagnosis.
تاریخچه بیمار شامل تشخیص قبلی کارسینوماتوز بود.
immunohistochemistry helped confirm the carcinomatous nature of the tumor.
ایمونوهماتوستیمشناسی کمک کرد تا طبیعت کارسینوماتوزی تومور تأیید شود.
the scans showed widespread carcinomatous involvement of the liver.
اسکنها نشان دادند که ماهیچههای کارسینوماتوزی در کبد پراکندهاند.
carcinomatous tissue
بافت کارسینوماتوز
carcinomatous growth
رشد کارسینوماتوز
suspected carcinomatous
مشکوک به کارسینوماتوز
carcinomatous lesions
تغییرات کارسینوماتوز
carcinomatous cells
سلولهای کارسینوماتوز
showing carcinomatous
نشاندهنده کارسینوماتوز
carcinomatous appearance
ظاهر کارسینوماتوز
potentially carcinomatous
احتمالاً کارسینوماتوز
carcinomatous changes
تغییرات کارسینوماتوز
highly carcinomatous
به شدت کارسینوماتوز
the biopsy revealed a carcinomatous lesion in the lung tissue.
بیوپسی نشان داد که یک تومور کارسینوماتوز در بافت ریه وجود دارد.
patients with carcinomatous polyps require regular endoscopic surveillance.
بیماران مبتلا به پلیپهای کارسینوماتوز نیاز به نظارت منظم با استفاده از آندوسکوپی دارند.
the tumor was confirmed as carcinomatous after histological analysis.
تومور پس از تحلیل بافتشناختی به عنوان کارسینوماتوز تأیید شد.
metastatic carcinomatous cells were detected in the bone marrow.
سلولهای کارسینوماتوز متاستاز یافته در مغز استخوان کشف شدند.
the carcinomatous process led to significant weight loss and fatigue.
فرآیند کارسینوماتوز منجر به کاهش وزن معنیدار و خستگی شد.
treatment options for carcinomatous disease depend on the stage and location.
گزینههای درمانی برای بیماری کارسینوماتوز به مرحله و موقعیت بستگی دارد.
the pathologist reported a highly aggressive, carcinomatous growth.
پاتولوژیست یک رشد کارسینوماتوز بسیار تهاجمی را گزارش داد.
early detection is crucial in carcinomatous conditions for improved outcomes.
تشخیص زودهنگام در شرایط کارسینوماتوز برای بهبود نتایج حیاتی است.
the patient's history included a previous carcinomatous diagnosis.
تاریخچه بیمار شامل تشخیص قبلی کارسینوماتوز بود.
immunohistochemistry helped confirm the carcinomatous nature of the tumor.
ایمونوهماتوستیمشناسی کمک کرد تا طبیعت کارسینوماتوزی تومور تأیید شود.
the scans showed widespread carcinomatous involvement of the liver.
اسکنها نشان دادند که ماهیچههای کارسینوماتوزی در کبد پراکندهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید