caretaking

[ایالات متحده]/ˈkɛːr.teɪ.kɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkɛr.tˌeɪ.kɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل مراقبت از کسی یا چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

caretaking duties

وظایف مراقبت

caretaking role

نقش مراقبت

caretaking tasks

وظایف مراقبت

caretaking responsibilities

مسئولیت‌های مراقبت

caretaking services

خدمات مراقبت

caretaking activities

فعالیت‌های مراقبت

caretaking profession

حرفه مراقبت

caretaking environment

محیط مراقبت

caretaking support

حمایت مراقبت

caretaking experience

تجربه مراقبت

جملات نمونه

she is responsible for caretaking the elderly in her community.

او مسئول مراقبت از سالمندان در جامعه خود است.

the caretaking of children requires patience and dedication.

مراقبت از کودکان نیاز به صبر و تعهد دارد.

he enjoys caretaking for his pets every day.

او از مراقبت از حیوانات خانگی خود هر روز لذت می برد.

the organization focuses on caretaking for abandoned animals.

این سازمان بر مراقبت از حیوانات رها شده تمرکز دارد.

caretaking duties can be challenging but rewarding.

وظایف مراقبت می تواند چالش برانگیز اما پاداش دهنده باشد.

she took on caretaking responsibilities for her sick neighbor.

او مسئولیت مراقبت از همسایه بیمار خود را بر عهده گرفت.

good caretaking involves understanding the needs of others.

مراقبت خوب شامل درک نیازهای دیگران است.

he has a natural talent for caretaking and nurturing.

او استعداد طبیعی برای مراقبت و پرورش دارد.

they hired a professional for caretaking their garden.

آنها برای مراقبت از باغ خود یک متخصص استخدام کردند.

effective caretaking requires strong communication skills.

مراقبت موثر نیاز به مهارت های ارتباطی قوی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید