carnival

[ایالات متحده]/'kɑːnɪv(ə)l/
[بریتانیا]/'kɑrnɪvl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کارناوال؛ جشن و شادمانی.
Word Forms
جمعcarnivals

عبارات و ترکیب‌ها

Carnival games

بازی‌های کارنوال

Carnival parade

نمایشنامه کارنوال

Carnival atmosphere

فضای کارناوال

جملات نمونه

she's the official carnival queen.

او ملکه رسمی کارناوال است.

knew that the carnival games had been gaffed.

می‌دانست که بازی‌های کارناوال تقلب شده‌اند.

carnival bands pumping out music.

گروه‌های کارناوال موسیقی پخش می‌کنند.

Our street puts on a carnival every year.

هر سال خیابان ما یک کارناوال برگزار می‌کند.

Far from reproducing a mythological past, the disorder of the carnival and the tumultuous destruction of the charivari re-actualize a real historical situation of anomy.

دور از بازتولید گذشته اساطیری، هرج و مرج کارناوال و تخریب طوفانی چارواری، یک وضعیت تاریخی واقعی از بی‌نظمی را دوباره محقق می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید