rides

[ایالات متحده]/[raɪdz]/
[بریتانیا]/[raɪdz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سفر کوتاه با وسیله نقلیه، به ویژه سفری که برای تفریح انجام می‌شود؛ رویدادی که افراد در آن بر روی اسب یا دوچرخه با یکدیگر رقابت می‌کنند.
v. (rides, rode, ridden) با وسیله نقلیه سفر کردن؛ (rides, rode, ridden) سوار شدن و کنترل کردن یک حیوان، به ویژه اسب؛ (rides, rode, ridden) بالا و پایین یا حرکت به موازات، اغلب به دلیل جریان یا نیرو.

عبارات و ترکیب‌ها

rides a bike

دوچرخه سواری می‌کند

takes rides

سوار می‌شود

horse rides

سوارکاری

theme park rides

سورکشی‌های پارک موضوعی

rides home

به خانه می‌رود

rides along

همراه می‌آید

rideshare app

برنامه اشتراک‌گذاری سفر

جملات نمونه

he rides his bike to work every day.

او هر روز با دوچرخه به محل کار می‌رود.

do you want to ride the rollercoaster with me?

آیا می‌خواهید با من در شهربازی سوار ش شوید؟

the horse enjoys rides in the park.

اسب از سواری در پارک لذت می‌برد.

she rides a scooter to school.

او با اسکوتر به مدرسه می‌رود.

he takes rides with his friends on weekends.

او آخر هفته‌ها با دوستانش سواری می‌کند.

the children love rides at the amusement park.

بچه‌ها عاشق سواری در شهربازی هستند.

they ride the bus to the city center.

آنها با اتوبوس به مرکز شهر می‌روند.

he gave me a ride home last night.

او شب گذشته من را به خانه رساند.

the cowboy rides a powerful stallion.

کاوگ boy سوار یک اسب اصیل قدرتمند می‌شود.

she rides her horse through the fields.

او با اسب خود از میان مزارع عبور می‌کند.

he rides the waves on his surfboard.

او روی موج سوار بر سرتی‌بوردش موج سواری می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید