carpentering

[ایالات متحده]/ˈkɑːrpɛntərɪŋ/
[بریتانیا]/kärˈpɛntərɪŋ/

ترجمه

v. چیزی را از چوب ساختن
n. کار ساختن یا تعمیر کردن چیزها از چوب، یا مهارتی که در این کار وجود دارد

عبارات و ترکیب‌ها

carpentering skills

مهارت‌های نجاری

carpentering tools

ابزارهای نجاری

carpentering work

کارهای نجاری

carpentering projects

پروژه‌های نجاری

carpentering techniques

تکنیک‌های نجاری

carpentering services

خدمات نجاری

carpentering design

طراحی نجاری

carpentering methods

روش‌های نجاری

carpentering apprenticeship

یادگیری نجاری

carpentering materials

مواد اولیه نجاری

جملات نمونه

carpentering requires a lot of skill and precision.

نجاری نیازمند مهارت و دقت زیادی است.

he enjoys carpentering in his free time.

او از گذراندن وقت آزاد برای نجاری لذت می برد.

she took a course in carpentering last summer.

او تابستان گذشته در یک دوره نجاری شرکت کرد.

carpentering can be a rewarding hobby.

نجاری می تواند یک سرگرمی ارزشمند باشد.

they are carpentering a new bookshelf for the living room.

آنها در حال ساخت یک قفسه کتاب جدید برای اتاق نشیمن هستند.

carpentering tools should be maintained properly.

ابزارهای نجاری باید به درستی نگهداری شوند.

the carpentering project took longer than expected.

پروژه نجاری بیشتر از حد انتظار طول کشید.

he learned the basics of carpentering from his father.

او اصول اولیه نجاری را از پدرش یاد گرفت.

carpentering involves measuring, cutting, and assembling wood.

نجاری شامل اندازه گیری، برش و مونتاژ چوب است.

she is passionate about carpentering and creating furniture.

او علاقه زیادی به نجاری و ساخت مبلمان دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید