carryall

[ایالات متحده]/ˈkær.i.ɔːl/
[بریتانیا]/ˈkær.i.ˌɔːl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک کالسکه چهارچرخ، یک سدان نظامی، یا یک خودروی مسافری بزرگ.؛ یک کیف دستی بزرگ یا چمدان.؛ یک بارکننده چرخدار.
Word Forms
جمعcarryalls

عبارات و ترکیب‌ها

carryall bag

کیف حمل

carryall tote

کیف خرید بزرگ

carryall backpack

کوله پشتی حمل

carryall case

محفظه حمل

carryall purse

کیف دستی حمل

carryall luggage

چمدان حمل

carryall satchel

کیف دستی حمل

carryall briefcase

کیف اداری حمل

carryall organizer

سازمان‌دهنده حمل

carryall suitcase

کیف سفر حمل

جملات نمونه

she packed her carryall with all the essentials for the trip.

او کیف دستی‌اش را با تمام لوازم ضروری برای سفر پر کرد.

the carryall was perfect for carrying my gym clothes.

کیف دستی برای حمل لباس‌های ورزشی من عالی بود.

he always carries a carryall when going to the beach.

او همیشه وقتی به سمت ساحل می‌رود، یک کیف دستی با خود می‌برد.

my carryall has a special pocket for my laptop.

کیف دستی من یک جیب مخصوص برای لپ‌تاپ من دارد.

she chose a stylish carryall for her daily commute.

او یک کیف دستی شیک برای رفت و آمد روزانه خود انتخاب کرد.

the carryall is spacious enough for a weekend getaway.

کیف دستی به اندازه کافی جادار برای یک سفر آخر هفته است.

he bought a new carryall to replace his old one.

او یک کیف دستی جدید خرید تا جایگزین کیف دستی قدیمی‌اش شود.

my carryall features multiple compartments for organization.

کیف دستی من دارای چندین محفظه برای سازماندهی است.

she prefers a carryall over a traditional backpack.

او کیف دستی را به کوله‌پشتی سنتی ترجیح می‌دهد.

during the hike, i used my carryall to store snacks and water.

در طول پیاده‌روی، من از کیف دستی خود برای نگهداری تنقلات و آب استفاده کردم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید