tote

[ایالات متحده]/təʊt/
[بریتانیا]/tot/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. حمل کردن; تحمل کردن; دستی حمل کردن
n. بار; کل; بار; کیف دستی; کشیدن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریtoting
جمعtotes
قسمت سوم فعلtoted
شکل سوم شخص مفردtotes
زمان گذشتهtoted

عبارات و ترکیب‌ها

tote bag

کیف خرید

tote around

نگه‌داشتن

جملات نمونه

Un_applet_Java_passo_a_passo Presenta in detalio tote le passos pro construer un parve applet Java.

Un_applet_Java_passo_a_passo Presenta in detalio tote le passos pro construer un parve applet Java.

She carried her books in a tote bag.

او کتاب‌های خود را در یک کیف خرید حمل کرد.

I need to buy a new tote for groceries.

من نیاز دارم یک کیف خرید جدید برای مواد غذایی بخرم.

The tote was filled with fresh vegetables.

کیف خرید با سبزیجات تازه پر شده بود.

He used a tote to carry his tools to the construction site.

او از یک کیف خرید برای حمل ابزارهای خود به محل ساخت و ساز استفاده کرد.

She always brings a tote to the farmer's market.

او همیشه یک کیف خرید به بازار کشاورزان می‌برد.

The tote was made of sturdy canvas material.

کیف خرید از جنس پارچه کنواس مقاوم ساخته شده بود.

I love the colorful design of this tote bag.

من عاشق طراحی رنگارنگ این کیف خرید هستم.

He slung the tote over his shoulder and headed out the door.

او کیف خرید را به سرش انداخت و از در بیرون رفت.

The tote had a convenient zipper closure.

کیف خرید دارای یک بست زیپ مناسب بود.

She organized her art supplies in a small tote.

او لوازم هنری خود را در یک کیف خرید کوچک مرتب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید