casserole

[ایالات متحده]/'kæsərəʊl/
[بریتانیا]/'kæsərol/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ظرف که در یک ظرف عمیق به همان نام پخته و سرو می‌شود، معمولاً از شیشه یا سرامیک ساخته شده است.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریcasseroling
زمان گذشتهcasseroled
جمعcasseroles

عبارات و ترکیب‌ها

casserole dish

ظرف خورشتی

oven-proof casserole

ظرف خورشتی قابل استفاده در فر

casserole recipe

دستور تهیه خورشت

جملات نمونه

an ovenproof casserole dish.

یک ظرف کاسرول قابل استفاده در فر

a stovetop casserole; stovetop cooking.

یک کاسرول اجاق گاز؛ پخت و پز روی اجاق گاز

Would you like to order some more casserole?

آیا می‌خواهید سفارش بیشتری از کاسرول بدهید؟

Put the chicken pieces in a casserole.

تکه‌های مرغ را در کاسرول قرار دهید.

A casserole was already in the oven cooking gently for luncheon.

یک کاسرول از قبل در فر قرار داشت و به آرامی برای ناهار در حال پخت بود.

He is thoroughly domesticated and cooks a delicious chicken casserole.

او کاملاً اهلی است و یک کاسرول مرغ خوشمزه درست می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید