| صفت یا فعل حال استمراری | casseroling |
| زمان گذشته | casseroled |
| جمع | casseroles |
casserole dish
ظرف خورشتی
oven-proof casserole
ظرف خورشتی قابل استفاده در فر
casserole recipe
دستور تهیه خورشت
an ovenproof casserole dish.
یک ظرف کاسرول قابل استفاده در فر
a stovetop casserole; stovetop cooking.
یک کاسرول اجاق گاز؛ پخت و پز روی اجاق گاز
Would you like to order some more casserole?
آیا میخواهید سفارش بیشتری از کاسرول بدهید؟
Put the chicken pieces in a casserole.
تکههای مرغ را در کاسرول قرار دهید.
A casserole was already in the oven cooking gently for luncheon.
یک کاسرول از قبل در فر قرار داشت و به آرامی برای ناهار در حال پخت بود.
He is thoroughly domesticated and cooks a delicious chicken casserole.
او کاملاً اهلی است و یک کاسرول مرغ خوشمزه درست میکند.
casserole dish
ظرف خورشتی
oven-proof casserole
ظرف خورشتی قابل استفاده در فر
casserole recipe
دستور تهیه خورشت
an ovenproof casserole dish.
یک ظرف کاسرول قابل استفاده در فر
a stovetop casserole; stovetop cooking.
یک کاسرول اجاق گاز؛ پخت و پز روی اجاق گاز
Would you like to order some more casserole?
آیا میخواهید سفارش بیشتری از کاسرول بدهید؟
Put the chicken pieces in a casserole.
تکههای مرغ را در کاسرول قرار دهید.
A casserole was already in the oven cooking gently for luncheon.
یک کاسرول از قبل در فر قرار داشت و به آرامی برای ناهار در حال پخت بود.
He is thoroughly domesticated and cooks a delicious chicken casserole.
او کاملاً اهلی است و یک کاسرول مرغ خوشمزه درست میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید