hotpot

[ایالات متحده]/ˈhɒtpɒt/
[بریتانیا]/ˈhɑːtˌpɑt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی از گوشت و سیب‌زمینی که در یک قابلمه پخته شده است
Word Forms
جمعhotpots

عبارات و ترکیب‌ها

hotpot restaurant

رستوران هات‌پات

hotpot party

جشن هات‌پات

hotpot ingredients

مواد لازم برای هات‌پات

hotpot sauce

سس هات‌پات

hotpot broth

آبگوشت هات‌پات

hotpot meal

وعده غذایی هات‌پات

hotpot experience

تجربه هات‌پات

hotpot lover

عاشق هات‌پات

hotpot recipe

دستور پخت هات‌پات

hotpot culture

فرهنگ هات‌پات

جملات نمونه

let's go out for hotpot tonight.

بریم امشب برای هات‌پات بیرون.

i love spicy hotpot with lots of ingredients.

من عاشق هات‌پات تند با مقدار زیادی مواد هستم.

hotpot is perfect for sharing with friends.

هات‌پات برای به اشتراک گذاشتن با دوستان عالی است.

we should try the new hotpot restaurant in town.

ما باید رستوران هات‌پات جدید در شهر را امتحان کنیم.

hotpot is a popular dish during winter.

هات‌پات یک غذای محبوب در زمستان است.

do you prefer broth or spicy hotpot?

آیا شما آبگوشت یا هات‌پات تند را ترجیح می‌دهید؟

hotpot gatherings are always fun and lively.

دیدارهای هات‌پات همیشه سرگرم کننده و پر جنب و جوش هستند.

we need to prepare the ingredients for hotpot.

ما باید مواد لازم برای هات‌پات را آماده کنیم.

hotpot is a great way to enjoy a meal together.

هات‌پات راهی عالی برای لذت بردن از یک وعده غذایی با هم است.

i can't wait to dive into the hotpot!

من نمی‌توانم صبر کنم تا در هات‌پات غوطه‌ور شوم!

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید