catatonia

[ایالات متحده]/kəˈtætəʊniə/
[بریتانیا]/kə-ˈtæt-ə-nē-ə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وضعیتی از بی‌پاسخی و بی‌حرکتی، که اغلب با بیماری‌های روانی مرتبط است؛ نوروز تنش
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

catatonia symptoms

علائم کاتاتونی

catatonia treatment

درمان کاتاتونی

catatonia diagnosis

تشخیص کاتاتونی

catatonia episodes

دوره‌های کاتاتونی

catatonia causes

علت‌های کاتاتونی

catatonia features

ویژگی‌های کاتاتونی

catatonia signs

نشانه‌های کاتاتونی

catatonia research

تحقیقات کاتاتونی

catatonia assessment

ارزیابی کاتاتونی

catatonia recovery

بهبودی کاتاتونی

جملات نمونه

she fell into a state of catatonia after the traumatic event.

او پس از حادثه آسیب‌زا، دچار حالت کاتاتونی شد.

the patient showed signs of catatonia during the examination.

بیمار در طول معاینه علائم کاتاتونی را نشان داد.

catatonia can be a symptom of various mental health disorders.

کاتاتونی می‌تواند علامتی از اختلالات روانی مختلف باشد.

doctors often use medication to treat catatonia.

پزشکان اغلب از داروها برای درمان کاتاتونی استفاده می‌کنند.

his catatonia was a response to extreme stress.

کاتاتونی او پاسخی به استرس شدید بود.

family support is crucial for someone experiencing catatonia.

حمایت خانواده برای کسی که دچار کاتاتونی است بسیار مهم است.

therapy can help individuals recover from catatonia.

درمان می‌تواند به افراد کمک کند تا از کاتاتونی بهبود یابند.

she experienced episodes of catatonia throughout her life.

او در طول زندگی خود دچار حملات کاتاتونی شد.

understanding catatonia is important for mental health professionals.

درک کاتاتونی برای متخصصان بهداشت روان مهم است.

catatonia can sometimes be mistaken for other conditions.

کاتاتونی گاهی اوقات ممکن است با شرایط دیگر اشتباه گرفته شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید