categorical

[ایالات متحده]/kætɪ'gɒrɪk(ə)l/
[بریتانیا]/ˌkætə'ɡɔrɪkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مطلق، بدون قید و شرط، صریح

عبارات و ترکیب‌ها

categorical data

داده‌های طبقه‌بندی‌شده

جملات نمونه

a categorical arrangement of specimens.

یک چیدمان دسته بندی شده از نمونه ها.

a categorical denial

یک رد مطلق

a categorical statement

یک اظهار نظر دسته‌بندی‌شده

The nonidentity spares a possible space for a deontology of the real right between the first and the second forms of Kant's categorical imperative.

بی‌هویتی فضایی برای یک اخلاق‌شناسی از حق واقعی بین اشکال اول و دوم از اصل دستوری کانت را حفظ می‌کند.

One variation stems from the categorical status of the adjectives of which gradability is the essential feature for a comparative predicate.

یک تغییر از وضعیت دستوری صفت‌هایی ناشی می‌شود که درجه‌پذیری ویژگی اساسی برای یک گزاره مقایسه‌ای است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید