unequivocal

[ایالات متحده]/ˌʌnɪˈkwɪvəkl/
[بریتانیا]/ˌʌnɪˈkwɪvəkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. واضح و بدون ابهام
adv. به صورت واضح و بدون ابهام

عبارات و ترکیب‌ها

unequivocally

بی‌شک

جملات نمونه

it was, foremost, the first unequivocal demonstration of the process.

در درجه اول، این اولین نشان قطعی فرایند بود.

he was unequivocal in condemning the violence.

او در محکوم کردن خشونت‌ها قاطع بود.

war merits unequivocal and unhesitating condemnation.

جنگ شایسته محکومیت قاطع و بدون تردید است.

She gave an unequivocal answer to the question.

او پاسخی قاطعانه به سؤال داد.

The company issued an unequivocal statement denying the allegations.

شرکت بیانیه‌ای قاطعانه صادر کرد که این ادعاها را رد می‌کرد.

His support for the project was unequivocal.

حمایت او از پروژه قاطعانه بود.

The evidence against him was unequivocal.

شواهد علیه او قاطعانه بود.

She received unequivocal praise for her performance.

او تحسین قاطعانه برای عملکردش دریافت کرد.

The judge's ruling was unequivocal.

حکم دادگاه قاطعانه بود.

The team's victory was unequivocal.

پیروزی تیم قاطعانه بود.

He made his position on the issue unequivocal.

او موضع خود را در این موضوع قاطعانه کرد.

The teacher's instructions were unequivocal.

دستورالعمل‌های معلم قاطعانه بود.

The warning signs were unequivocal.

علائم هشدار دهنده قاطعانه بود.

نمونه‌های واقعی

And scientists say they found unequivocal evidence of climate change.

و دانشمندان می گویند شواهد قاطع مبنی بر تغییرات آب و هوایی پیدا کرده اند.

منبع: BBC World Headlines

Now they're using words like unequivocal.

حالا آنها از کلماتی مانند قاطعانه استفاده می کنند.

منبع: NPR News November 2014 Compilation

The Spanish Prime Minister says the European Union is showing " unequivocal" commitment to Ukraine.

نخست وزیر اسپانیا می گوید اتحادیه اروپا تعهد "قاطعانه" به اوکراین نشان می دهد.

منبع: CRI Online July 2023 Collection

He only stated his unequivocal opinion of herself, her actions, her house and her new friends.

او فقط نظر قاطعانه خود را در مورد خود، اقدامات، خانه و دوستان جدیدش بیان کرد.

منبع: Gone with the Wind

In op-eds and television appearances, Bolton has been unequivocal in his opinion that both eforts are a waste of time.

در مطالب سردبیر و برنامه های تلویزیونی، بولتون در مورد این که هر دو تلاش بیهوده هستند، قاطعانه بوده است.

منبع: Time

Let me be unequivocal about this.

بگذارید در مورد این موضوع قاطعانه باشم.

منبع: Financial Times Podcast

We don't have unequivocal science yet.

هنوز علم قاطعانه ای نداریم.

منبع: New York Magazine (Video Edition)

Were you told to be unequivocal up here?

آیا به شما گفته شده که اینجا قاطعانه باشید؟

منبع: The Practice Season 6

His unequivocal words only made the other people uneasy.

کلمات قاطعانه او فقط باعث ناراحتی دیگران شد.

منبع: Pan Pan

" No, " the statement was unequivocal. " We will not pay you."

" نه،" بیانیه قاطعانه بود. " ما به شما پرداخت نخواهیم کرد."

منبع: Advanced English 1 Third Edition

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید