unambiguous

[ایالات متحده]/ʌnæm'bɪgjʊəs/
[بریتانیا]/'ʌnæm'bɪgjʊəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. واضح و مشخص؛ بدون هیچ گونه ابهامی؛ غیرقابل اشتباه

جملات نمونه

The instructions were clear and unambiguous.

دستورالعمل‌ها واضح و بدون ابهام بودند.

She gave an unambiguous answer to the question.

او پاسخی بدون ابهام به سؤال داد.

The contract needs to be unambiguous to avoid any misunderstandings.

قرارداد باید بدون ابهام باشد تا از هرگونه سوء تفاهم جلوگیری شود.

His unambiguous gesture signaled his approval.

حرکت بدون ابهام او نشان دهنده تایید او بود.

The message was delivered in an unambiguous manner.

پیام به روشی بدون ابهام ارسال شد.

It is important to be unambiguous when giving directions.

هنگام ارائه دستورالعمل‌ها مهم است که بدون ابهام باشید.

The law should be written in unambiguous language.

قانون باید به زبان بدون ابهام نوشته شود.

The rules of the game are unambiguous.

قوانین بازی بدون ابهام هستند.

The goal of the project should be unambiguous.

هدف پروژه باید بدون ابهام باشد.

She appreciated his unambiguous honesty.

او صداقت بدون ابهام او را تحسین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید