catnapped pet
گربه دزدیده شده حیوان خانگی
catnapped kitten
گربه دزدیده شده بچه گربه
catnapped animal
گربه دزدیده شده حیوان
catnapped feline
گربه دزدیده شده گربه سانان
catnapped stray
گربه دزدیده شده ولگرد
catnapped friend
گربه دزدیده شده دوست
catnapped family
گربه دزدیده شده خانواده
catnapped neighbor
گربه دزدیده شده همسایه
catnapped buddy
گربه دزدیده شده یار
catnapped companion
گربه دزدیده شده همراه
the catnapped kitten was found hiding under the sofa.
بچه گربه ربوده شده زیر مبل پنهان شده بود.
they reported the catnapped pet to the local authorities.
آنها حیوان خانگی ربوده شده را به مقامات محلی گزارش کردند.
after the catnapping incident, the owner was devastated.
پس از حادثه ربودن گربه، صاحب آن ویران شد.
the community organized a search for the catnapped animal.
جامعه یک جستجو برای یافتن حیوان ربوده شده سازماندهی کرد.
she was heartbroken when she discovered her cat had been catnapped.
وقتی متوجه شد گربه اش ربوده شده بود، او دلشکسته شد.
the local shelter helped reunite the cat with its owner after it was catnapped.
پایگاه محلی به بازگرداندن گربه به صاحبش پس از ربوده شدن کمک کرد.
they set up flyers to find the catnapped pet.
آنها پوستر هایی برای یافتن حیوان خانگی ربوده شده درست کردند.
catnapping is a serious crime that affects many pet owners.
ربودن گربه یک جرم جدی است که بر بسیاری از صاحبان حیوانات خانگی تأثیر می گذارد.
she was relieved when her cat was returned after being catnapped.
وقتی گربه اش پس از ربوده شدن بازگردانده شد، او احساس راحتی کرد.
the police are investigating the rise in catnapping cases in the area.
پلیس در حال بررسی افزایش موارد ربودن گربه در این منطقه است.
catnapped pet
گربه دزدیده شده حیوان خانگی
catnapped kitten
گربه دزدیده شده بچه گربه
catnapped animal
گربه دزدیده شده حیوان
catnapped feline
گربه دزدیده شده گربه سانان
catnapped stray
گربه دزدیده شده ولگرد
catnapped friend
گربه دزدیده شده دوست
catnapped family
گربه دزدیده شده خانواده
catnapped neighbor
گربه دزدیده شده همسایه
catnapped buddy
گربه دزدیده شده یار
catnapped companion
گربه دزدیده شده همراه
the catnapped kitten was found hiding under the sofa.
بچه گربه ربوده شده زیر مبل پنهان شده بود.
they reported the catnapped pet to the local authorities.
آنها حیوان خانگی ربوده شده را به مقامات محلی گزارش کردند.
after the catnapping incident, the owner was devastated.
پس از حادثه ربودن گربه، صاحب آن ویران شد.
the community organized a search for the catnapped animal.
جامعه یک جستجو برای یافتن حیوان ربوده شده سازماندهی کرد.
she was heartbroken when she discovered her cat had been catnapped.
وقتی متوجه شد گربه اش ربوده شده بود، او دلشکسته شد.
the local shelter helped reunite the cat with its owner after it was catnapped.
پایگاه محلی به بازگرداندن گربه به صاحبش پس از ربوده شدن کمک کرد.
they set up flyers to find the catnapped pet.
آنها پوستر هایی برای یافتن حیوان خانگی ربوده شده درست کردند.
catnapping is a serious crime that affects many pet owners.
ربودن گربه یک جرم جدی است که بر بسیاری از صاحبان حیوانات خانگی تأثیر می گذارد.
she was relieved when her cat was returned after being catnapped.
وقتی گربه اش پس از ربوده شدن بازگردانده شد، او احساس راحتی کرد.
the police are investigating the rise in catnapping cases in the area.
پلیس در حال بررسی افزایش موارد ربودن گربه در این منطقه است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید