catnapped

[ایالات متحده]/ˈkæt.næpt/
[بریتانیا]/ˈkætˌnæpt/

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکت catnap

عبارات و ترکیب‌ها

catnapped pet

گربه دزدیده شده حیوان خانگی

catnapped kitten

گربه دزدیده شده بچه گربه

catnapped animal

گربه دزدیده شده حیوان

catnapped feline

گربه دزدیده شده گربه سانان

catnapped stray

گربه دزدیده شده ولگرد

catnapped friend

گربه دزدیده شده دوست

catnapped family

گربه دزدیده شده خانواده

catnapped neighbor

گربه دزدیده شده همسایه

catnapped buddy

گربه دزدیده شده یار

catnapped companion

گربه دزدیده شده همراه

جملات نمونه

the catnapped kitten was found hiding under the sofa.

بچه گربه ربوده شده زیر مبل پنهان شده بود.

they reported the catnapped pet to the local authorities.

آنها حیوان خانگی ربوده شده را به مقامات محلی گزارش کردند.

after the catnapping incident, the owner was devastated.

پس از حادثه ربودن گربه، صاحب آن ویران شد.

the community organized a search for the catnapped animal.

جامعه یک جستجو برای یافتن حیوان ربوده شده سازماندهی کرد.

she was heartbroken when she discovered her cat had been catnapped.

وقتی متوجه شد گربه اش ربوده شده بود، او دلشکسته شد.

the local shelter helped reunite the cat with its owner after it was catnapped.

پایگاه محلی به بازگرداندن گربه به صاحبش پس از ربوده شدن کمک کرد.

they set up flyers to find the catnapped pet.

آنها پوستر هایی برای یافتن حیوان خانگی ربوده شده درست کردند.

catnapping is a serious crime that affects many pet owners.

ربودن گربه یک جرم جدی است که بر بسیاری از صاحبان حیوانات خانگی تأثیر می گذارد.

she was relieved when her cat was returned after being catnapped.

وقتی گربه اش پس از ربوده شدن بازگردانده شد، او احساس راحتی کرد.

the police are investigating the rise in catnapping cases in the area.

پلیس در حال بررسی افزایش موارد ربودن گربه در این منطقه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید