snoozed

[ایالات متحده]/snuːzd/
[بریتانیا]/snuːzd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خواب سبک داشته یا چرتی زده باشد

عبارات و ترکیب‌ها

snoozed alarm

تنفس زمانی

snoozed time

تنفس زمان

snoozed notifications

تنفس اعلان‌ها

snoozed wake-up

تنفس بیدار شدن

snoozed moment

لحظه تنفس

snoozed reminder

تنفس یادآوری

snoozed sleep

خوابیدن

snoozed call

تماس

snoozed session

جلسه

snoozed plans

برنامه‌ها

جملات نمونه

i snoozed my alarm this morning.

من ساعت زنگدار را به تعویق انداختم.

he snoozed for an extra ten minutes.

او ده دقیقه بیشتر به تعویق انداخت.

she snoozed through the entire meeting.

او در طول کل جلسه به تعویق انداخت.

after i snoozed, i felt more refreshed.

بعد از به تعویق انداختن، احساس شادابی بیشتری کردم.

don't snooze too long or you'll be late.

خیلی طولانی به تعویق نیندازید وگرنه دیر خواهید کرد.

he always snoozes instead of getting up.

او همیشه به جای بلند شدن به تعویق می اندازد.

i wish i could snooze my responsibilities.

ای کاش می توانستم مسئولیت هایم را به تعویق بیاندازم.

she accidentally snoozed her final exam.

او به طور تصادفی امتحان نهایی خود را به تعویق انداخت.

he loves to snooze on weekends.

او عاشق به تعویق انداختن آخر هفته ها است.

my cat snoozed peacefully on the couch.

گربه من به آرامی روی مبل به تعویق انداخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید