centripetal

[ایالات متحده]/ˌsentrɪˈpiːtl/
[بریتانیا]/senˈtrɪpɪtl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به سمت مرکز هدایت شده یا در حال حرکت
adv. به صورت مرکزگرا

عبارات و ترکیب‌ها

centripetal force

نیروی گریز از مرکز

centripetal acceleration

شتاب گریز از مرکز

centripetal motion

حرکت گریز از مرکز

centripetal direction

جهت گریز از مرکز

جملات نمونه

the centripetal effects of a homogeneous population.

اثرات دایره‌ای مرکزگرا از یک جمعیت همگن

Using biserial roller axletree with centripetal spherical support of the host axletree can reduce energy consumption by 30%.

استفاده از محور چرخشی دیسریال با پشتیبانی کروی دایره‌ای مرکزگرا از محور اصلی می‌تواند مصرف انرژی را تا 30 درصد کاهش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید