outward

[ایالات متحده]/ˈaʊtwəd/
[بریتانیا]/ˈaʊtwərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خارجی، مربوط به بیرون، مربوط به سطح.

عبارات و ترکیب‌ها

outward appearance

ظاهر بیرونی

outward movement

حرکت به بیرون

outward journey

سفر بیرونی

outward processing

پردازش خروجی

outward remittance

واریز خروجی

جملات نمونه

an outward display of friendliness.

نمایش صمیمیت آشکار

the outward physical body.

بدن فیزیکی بیرونی

an outward varnish of civilization.

یک پوشش بیرونی تمدن

the outward appearance of things

ظاهر بیرونی چیزها

the outward forms of religion.

فرم‌های بیرونی دین

the vehicle's outward and interior appearance.

ظاهر بیرونی و داخلی خودرو.

The medicine is for outward application only.

دارو فقط برای استعمال بیرونی است.

the outward cant of the curving walls.

شیب به بیرون دیوار منحنی

that dissidence between inward reality and outward seeming.

ناهمگنی بین واقعیت درونی و ظاهر بیرونی.

The teacher made an outward show of disapproval.

معلم به طور آشکارا نشان داد که مخالف است.

they were outward bound for the Great Barrier Reef.

آنها به سمت بزرگترین صخره مرجانی در حال حرکت بودند.

With all the outward severity he is kind at heart.

با وجود تمام جدیت ظاهری، او از صمیم قلب مهربان است.

a concern with outward beauty rather than with inward reflections.

نگرانی در مورد زیبایی بیرونی به جای تأملات درونی.

Their laughter belied their outward grief.

خنده آنها ادای غم ظاهری آنها را نفی می‌کرد.

The two things are the same in outward form but different in essence.

این دو چیز در ظاهر یکسان هستند اما در اصل متفاوتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید