| جمع | ceramicists |
skilled ceramicist
صنایعدانی ماهر
ceramicist's work
اثر سرامیکساز
becoming a ceramicist
تبدیل شدن به یک سرامیکساز
renowned ceramicist
سرامیکساز مشهور
young ceramicist
سرامیکساز جوان
ceramicist creating
سرامیکسازی در حال ساخت
ceramicist fired
سرامیکسازی که پخته شده است
ceramicist shaping
سرامیکسازی در حال شکلدهی
ceramicist's studio
استودیو سرامیکساز
talented ceramicist
سرامیکساز با استعداد
the ceramicist meticulously shaped the clay before firing it.
خاک رس را قبل از آتش زدن با دقت شکل داد.
she is a talented ceramicist known for her intricate designs.
او یک سرامیک ساز با استعداد است که به خاطر طرح های پیچیده اش شناخته شده است.
the ceramicist experimented with new glazing techniques.
سرامیک ساز تکنیک های جدید لعاب کاری را آزمایش کرد.
he is a renowned ceramicist with decades of experience.
او یک سرامیک ساز مشهور با ده سال تجربه است.
the ceramicist's studio was filled with beautiful pottery.
اتلیه سرامیک ساز پر از ظروف زیبا بود.
a young ceramicist is studying at the prestigious art school.
یک سرامیک ساز جوان در حال تحصیل در هنرستان معتبر است.
the ceramicist used a raku firing technique for a unique effect.
سرامیک ساز از تکنیک آتش زدن راکو برای ایجاد یک جلوه منحصر به فرد استفاده کرد.
the ceramicist carefully selected the clay body for the project.
سرامیک ساز با دقت بدنه خاک رس را برای پروژه انتخاب کرد.
the ceramicist's work often incorporates natural motifs.
اثر سرامیک ساز اغلب شامل نقوش طبیعی است.
she became a successful ceramicist after years of dedication.
او پس از سال ها تلاش به یک سرامیک ساز موفق تبدیل شد.
the ceramicist presented her latest collection at the gallery.
سرامیک ساز آخرین مجموعه خود را در گالری ارائه کرد.
skilled ceramicist
صنایعدانی ماهر
ceramicist's work
اثر سرامیکساز
becoming a ceramicist
تبدیل شدن به یک سرامیکساز
renowned ceramicist
سرامیکساز مشهور
young ceramicist
سرامیکساز جوان
ceramicist creating
سرامیکسازی در حال ساخت
ceramicist fired
سرامیکسازی که پخته شده است
ceramicist shaping
سرامیکسازی در حال شکلدهی
ceramicist's studio
استودیو سرامیکساز
talented ceramicist
سرامیکساز با استعداد
the ceramicist meticulously shaped the clay before firing it.
خاک رس را قبل از آتش زدن با دقت شکل داد.
she is a talented ceramicist known for her intricate designs.
او یک سرامیک ساز با استعداد است که به خاطر طرح های پیچیده اش شناخته شده است.
the ceramicist experimented with new glazing techniques.
سرامیک ساز تکنیک های جدید لعاب کاری را آزمایش کرد.
he is a renowned ceramicist with decades of experience.
او یک سرامیک ساز مشهور با ده سال تجربه است.
the ceramicist's studio was filled with beautiful pottery.
اتلیه سرامیک ساز پر از ظروف زیبا بود.
a young ceramicist is studying at the prestigious art school.
یک سرامیک ساز جوان در حال تحصیل در هنرستان معتبر است.
the ceramicist used a raku firing technique for a unique effect.
سرامیک ساز از تکنیک آتش زدن راکو برای ایجاد یک جلوه منحصر به فرد استفاده کرد.
the ceramicist carefully selected the clay body for the project.
سرامیک ساز با دقت بدنه خاک رس را برای پروژه انتخاب کرد.
the ceramicist's work often incorporates natural motifs.
اثر سرامیک ساز اغلب شامل نقوش طبیعی است.
she became a successful ceramicist after years of dedication.
او پس از سال ها تلاش به یک سرامیک ساز موفق تبدیل شد.
the ceramicist presented her latest collection at the gallery.
سرامیک ساز آخرین مجموعه خود را در گالری ارائه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید